اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٥٤ - نقد نظريه محقق خويى(رحمه الله)
نقد نظريه محقق خويى (رحمه الله):
نظريه محقق خويى در وضع مبهمات، مخدوش است؛ زيرا با چشمپوشى از بطلان مبناى تعهد، در تفسير حقيقت وضع- كه در محل خود، تبيين گرديد-، اشكالات متعددى بر اين نظريه وارد است:
١) نظريه مذكور، مستلزم آن است كه، از اسماء مبهمه، بدون اشاره و خطاب، معنايى فهميده نشود- چنانكه در كلام فوقالذكر نيز به آن اشاره شده-. يا اگر فهميده مىشود، مجاز باشد. در حالى كه بالوجدان، ملاحظه مىكنيم كه استعمال لفظ «هذا» در موارد تعمّد ابهام معنى و عدم تعيين مشار اليه، قصداً و عملًا، عقلايى است. و بدون اعمال مؤونه، مفيد معناست. اگرچه به سبب ابهام، افاده تعين معنا نمىكند؛
٢) مقصود از قيد «اشاره»، كه بنابر اين نظريه، در وضع مبهمات قيد شده، چيست؟
اگر مقصود، اشاره خارجى است، همانگونه كه صريح عبارت تقرير است، كه بطلانش بالبداهه روشن است؛ زيرا بسيارى از معانى مستعملفيه مبهمات، و بالخصوص اسماء اشاره، قابل اشاره خارجى نيستند. نظير قوله تعالى ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ[١]. در حالى كه استعمال اسم اشاره در آنها، عقلايى و متعارف است.
و اگر- فرضاً- مقصود از اشاره، اعم از اشاره ذهنى و خارجى باشد، لازممىآيد مقصود از قيد اشاره، مفهوم جامع اشاره، يعنى مفهوم كلى اشاره باشد. لكن مفهوم كلى اشاره، مفيد تعين نيست. افزون بر اينكه به همان مبناى محقق صاحب كفايه،
[١] . سوره زمر: ٦.