اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٠٢ - ٣ نظر استاد شهيد(قدس سره)
- گونه نخست: لحاظ ماهيت موجود در خارج ماهيت در اين لحاظ، در قياس با هر وصف و قيد مفروض، بيش از دوگونه نمىتواند باشد، ماهيت متصف به وجود قيد، و ماهيت متصف به عدم قيد، و قسم سوم ندارد؛ زيرا ماهيت مجرد از قيد وجود و عدم، مستلزم ارتفاع نقيضين است كه محال است؛ بنابراين، ماهيت مطلق از قيد وجود و عدم- يا ماهيت جامع بين ماهيت مقيد به قيد وجودى و مقيد به قيد عدمى-، وجود خارجى ندارد. البته منظور، وجود خارجى مستقل، و در عرض وجود ماهيت مقيد به وجود قيد، يا به عدم قيد است؛ زيرا ماهيت جامع بين مقيد به قيد وجودى و مقيد به قيد عدمى، به وجود ضمنى غيرمستقل، همراه هر يك از آنها وجود دارد؛
- گونه دوم: لحاظ ماهيت موجود در مرحله نخستين عالم ذهن كه همان مرحله تعقل اول است. مقصود از مرحله نخستين ذهن، يا تعقل اول، صورتى است كه ذهن، به طور مستقيم از خارج انتزاع مىكند، نظير تصورى كه از «انسان» در ذهن داريم، ذهن مىتواند از اين صورت ذهنى، صورت ذهنى ديگرى را انتزاع كند، كه اين صورت ذهنى دوم، مربوط به مرحله دوم عالم ذهن يا تعقل ثانى است. تصورات متعلق به مرحله دوم ذهن، يا تعقل ثانى را معقولات ثانيه مىنامند، نظير تصورى كه از «كلى بودن مفهوم انسان» يا «نوع بودن آن» در ذهن داريم.
ماهيت در مرحله تعقل اول (نظير تصورى كه از انسان در ذهن داريم)، در قياس با هر قيد يا وصف مفروض، يكى از سه حالت را مىتواند داشتهباشد.
ماهيتى كه با قيد وجود وصف لحاظ شده، و ماهيتى كه با قيد عدم وصف، لحاظ شده، و ماهيتى كه بدون قيد وجود وصف، يا عدم وصف لحاظ شدهاست.
حالت نخست را «ماهيت بشرط شىء»، و حالت دوم را «ماهيت بشرط لا»، و حالت سوم را «ماهيت لا بشرط قسمى» مىناميم. در اينجا، لحاظ ماهيت به نحو «لا