اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٨ - ١ نظريه ايجاديت معناى حرفى(محقق نايينى(رحمه الله))
كار حروف ايجاد ربط كلامى بين معانى اسمى است و به همين دليل معانى آنها نمىتوانند اخطارى باشند؛ چون در اين صورت نقش رابط بودن خود را در عرصه كلام از دست خواهند داد و نمىتوانند رابط قرار گيرند، بلكه خودشان نياز به رابطى خواهند داشت كه آنها را با ديگر معانى در مقام كلام و استعمال مرتبط سازد.
٢) لازم ايجاديت معانى حرفيه اين است كه وراى تركيب كلامى واقعيتى نداشتهباشند؛ زيرا معناى ربطى در اثناى تركيب كلامى بهوجود مىآيد و پيش از آن و وراى آن چيزى نيست. در حالى كه معانى اسمى، از واقعيتى پيش از تركيب كلامى و وراى آن برخوردارند.
٣) معانى هيئات، معانى حرفى و ربطى هستند و لذا معانى آنها ايجادى است و در اين جهت فرقى ميان هيئات اخبارى با هيئات انشايى وجود ندارد، و انشايى بودن و اخبارى بودن را بايد از سياق كلام فهميد و ربطى به وضع ندارد. لكن ايجاديت هيئات انشايى خصوصيتى دارد كه بدين سبب با ايجاديت معانى هيئات اخبارى و نيز حرفى فرق دارد و آن اين است كه ايجاد در معانى هيئات اخبارى و معانى حروف، ايجاد ربط بين كلمات در تركيب كلامى است و هيچگونه واقعيتى وراى كلام و تركيب كلامى ايجاد نمىكند، در حالى كه ايجاد در هيئات انشايى، ايجاد يك فرد واقعى ماده در عالم نفس الامر است. مثلًا هيئت «بعت» در موارد انشاء، ايجادكننده يك فرد اعتبارى از «بيع» در عالم نفسالامراست.
٤) معناى حرفى در تركيب كلامى، فانى در طرفين است و به همين جهت در حين استعمال كاملًا مغفولعنه است و تمام توجه و التفات متكلم و سامع به طرفين است. محقق نايينى- طبق آنچه در اجود التقريرات آمده است- مىفرمايد: