اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٥٥ - - حالت اول مفهوم لازم اصل منطوق باشد
نتيجه چنين مىشود «يجوز ردّ الاعتداء القولى غير السّبّ بمثله فلا يجوز رد السبّ بسبّ مثله» و اين باقىمانده عام پس از تخصيص بهوسيله مفهوم، عموم منطوق را تخصيص مىزند و نتيجه آن تخصيص «وجوب القول بالحسن» به غير موارد ردّ اعتداء قولى بغير السبّ خواهد شد، يعنى دايره شمول آن مخصوص به غير از موارد اعتداء قولى خواهد شد، لكن خصوص اعتداء قولى به سبّ را نيز شامل خواهد شد.
نكته تقديم مفهوم بر عموم عام و تخصيص عموم عام به مفهوم- اگرچه نسبت بين آن دو عموم من وجه باشد- و سپس تخصيص منطوق به باقىمانده عموم عام اين است كه مفهوم لازم اصل منطوق است و به همين جهت دلالت دليل منطوق بر مفهوم از دلالت عام بر عموم اقوى است؛ زيرا لازم اصل منطوق بودن به منزله دلالت قطعى منطوق بر مفهوم است، و روشن است كه دلالت قطعى كه به قوه نصّ است از دلالت عام بر عموم كه بيش از دلالت ظهورى نيست اقوى است، و لذا مفهوم بر عموم عام مقدم مىشود و با تقدم مفهوم بر عموم عام، عام در قوه خاص شده و دلالتش بر خاص، اقوى از دلالت منطوق بر خاص مىشود. و بدين جهت بهوسيله باقىمانده مدلول عام منطوق تخصيص مىخورد.
\* قسم سوم: بين عام و منطوق عموم من وجه باشد
آنجا كه بين عام و منطوق، عموم من وجه باشد نظير اينكه عام بگويد «اكرم العالم» و منطوق بگويد «لا تكرم الفاسق» كه مفهوم آن، «لا تكرم الكافر است».
اين قسم نيز سه حالت دارد:
- حالت اول: مفهوم لازم اصل منطوق باشد
اينكه مفهوم لازم اصل منطوق باشد نه اطلاق آن. بدين معنى كه مجرد ثبوت منطوق- اگرچه در يك مورد- مستلزم ثبوت مفهوم باشد.
مثالى كه در بالا آورديم نمونهاى از اين حالت است و مىتوان مثالى ديگر از فقه آورد. عموم «يحرم الغناء» شامل غناء به قرآن و غير قرآن مىشود، و از سويى ديگر