اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٢٢ - \* تبيين نظريه استاد شهيد صدر(رحمه الله) با بيان جديد
در مانحنفيه به وسيله مراد معلوم ضمير- كه خاص و مربوط به عالم باطن متكلم است- براى اثبات خاص بودن مستعملفيهعام كه مربوط به عالم ظاهر كلام متكلم است، كمك گرفته مىشود كه غيرعقلايى است.
با اين تقريب مدعاى محقق آخوند مجدداً احيا مىشود و اشكال استاد شهيد بر گفته ايشان برطرف مىگردد. در نتيجه، اصالة عدم استخدام، ساقط و اصالةالعموم بلامعارض جارى خواهد شد.
\* تبيين نظريه استاد شهيد صدر (رحمه الله) با بيان جديد:
بهرغم آنچه در دفاع از نظريه آخوند ذكر شد، مىتوان گفت اصل عدم استخدام در مانحنفيه جارى مىشود و با اصالةالعموم عام تعارض مىكند و نتيجه همان است كه استاد شهيد فرمودهاند كه بايد قرينه بر اراده خصوص از ضمير را ملاحظه كرد؛ به اين معنا كه اگر متصل است عام را مجمل مىكند و اگر منفصل است دلالت عام را بر عموم مراد جدى ساقط مىنمايد و در نتيجه، ظهور عام در مراد جدّى را مختل مىكند. بنابراين در اينجا دو مدعا وجود دارد:
١) اشكال بر نظريه آخوند و اثبات تعارض اصالةالعموم با اصالة عدم الاستخدام؛
٢) وضعيت عموم عام با توجه به جريان اصل معارض عدم الاستخدام.
اشكال بر نظريه آخوند (رحمه الله):
فرض بحث در جايى است كه خاص بودن مراد استعمالى ضمير معلوممىباشد. بنابراين، منظور از بهكارگيرى اصل عدم استخدام، استفاده از قاعده تطابق ضمير با مرجع خويش براى اثبات مراد استعمالى عام خواهد بود؛ على هذا، بهكارگيرى اصل عدم استخدام در مانحنفيه، براى اثبات خاص بودن مراد استعمالى عام است. اين مطلب از نوع استدلال به امر باطنى براى اثبات امر ظاهرى نيست تا با عُرف عقلاء سازگار نباشد، بلكه از نوع استدلال به مماثل براى اثبات مماثل است كه در عرف عقلاء