اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٩٧ - \* پاسخ نقد استاد شهيد بر محقق خويى(رحمهما الله)
٢) در تحرير محل نزاع به اين اشكال اشاره كرديم كه اگر مقصود از خطاب انشايى قصد تفهيم باشد، اين قصد به خطاب حقيقى برمىگردد و خلاف مدعاى محقق خويى است و اگر مقصود، ايجاد الخطاب باشد، با مبناى محقق صاحب كفايه سازگار است كه انشاء را ايجاد المعنى مىداند، لكن اين مبنا از سوى محقق خويى مردود است[١].
\* پاسخ نقد استاد شهيد بر محقق خويى (رحمهما الله):
هيچ كدام از دو نقد استاد شهيد بر محقق خويى وارد نيست:
\* ردّ نقد اول: با حل مشكل مدلول تصورى، مدلول تصديقى خود به خود حل مىشود. با اين توضيح كه بنابر اصل عقلايى تطابق اثبات و ثبوت، مدلول تصديقى بايد با مدلول تصورى مناسب و هماهنگ باشد. از آنجا كه مدلول تصورى، خطاب انشايى است كه شامل حاضران و غائبان و معدومان مىشود، مقصود به خطاب نيز همه آنها خواهند بود. در نتيجه، عموم مدلول تصورى- بنابر اصل تطابق اثبات و ثبوت- حاكى از عموم مدلول تصديقى است.
\* ردّ نقد دوم: ردّ اين نقد نيز از آنچه در گذشته گفتيم روشن مىگردد. به طور خلاصه مىتوان گفت ادعاى وضع ادوات خطاب، براى خطاب انشايى تنها متوقف بر نظريه آخوند مبنى بر ايجادى بودن انشاء نيست، بلكه با نظريه محقق خويى در تفسير انشاء نيز سازگار است؛ زيرا مبناى محقق خويى اين است كه «انشاء ابراز اعتبار نفسانى است» و بر اين مبنا، انشاء خطاب، اعتبارى نفسانى است كه به وسيله ادوات خطاب ابراز مىشود.
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٣٦٨ و ٣٦٩.