اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٩٦ - \* نقد استاد شهيد بر نظريه محقق خويى(رحمهما الله)
است نسبت به غائبين و معدومين نيز معقول مىباشد. غاية الامر به فرض وجود آنها نياز دارد كه چنين فرضى مؤونهاى ندارد و در توجيه كلام- نزد عقلاء- نحو عنوان مدخول، معمولًا چنين فرضى تحقق دارد. بدين معنا كه در عرف عقلاء در موارد توجيه خطاب به عنوان خاصى نظير «الذين آمنوا» افراد غائب و معدوم آن موجود فرض مىشوند و خطاب به تمام افرادِ موجود و غائب و معدومِ عنوان مذكور متوجه مىگردد؛
٢) دليل دوّم ايشان مخصوص به خطابات شرعيه است. در خطابات شرعيه قرينه بر عدم اختصاص ادوات خطاب به خصوص حاضران، وجود دارد و آن قرينه ادله قطعيهاى است كه بر عدم اختصاص خطابات شرعيه صادره از رسول اكرم (ص) به خصوصِ حاضران در مجلس خطاب دلالت مىكند. اين قرينه قطعيه، دلالت دارد كه مستعملفيه ادوات خطاب در استعمالات شرعى، نه خطاب حقيقى بلكه خطاب انشايى است. بنابراين، همانگونه كه شامل حاضرين مىشود، شامل غائبين و معدومين نيز مىگردد[١].
\* نقد استاد شهيد بر نظريه محقق خويى (رحمهما الله):
استاد شهيد بر نظريه محقق خويى دو اشكال وارد مىكنند:
١) ايشان مشكل مدلول تصورى ادوات خطاب را در رابطه با شمول غائبان و معدومان با فرض انشايى بودن خطاب حل كرده است، در حالى كه با حل مشكل مدلول تصورى، مشكل مقصود بالخطاب بودن غير مشافهين حل نمىشود. اين سؤال همچنان باقى است، به چه دليل مدلول تصديقى مدخول ادوات خطاب، شامل غائبان و معدومان مىشود؟
[١] . محاضرات، ج ٥، ص ٢٧٦.