اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢٤ - نقد استاد شهيد(رحمه الله) بر تقريب اول
قرشيت متأخر از «مرأة» را اثبات نمىكند تا با نفى موضوع، حكم نيز منتفى گردد، بلكه «عدم القرشيه محمولى» يا «عدم القرشيه مطلق» را اثبات مىكند، اين نيز عدم آن قرشيتى كه در موضوع حكم خاص اخذ شده بود نيست تا در نتيجه آن حكم مترتب بر آن رفع شود.
و چنانچه وصف عنوانى مأخوذ در حكم خاص «القرشية»، قيد ماهيت موضوع عام در نظر گرفته شود بدين نحو «المرأة القرشية اذا وجدت فإنها تحيض بعد الخمسين» در اين صورت، وصف عنوانى در عَرْض موضوع است نه در طول آن؛ بنابراين با استصحاب عدم ازلى قيد يا وصف عنوانى، عدم وصف عنوانى مأخوذ در موضوع حكم احراز شده و در نتيجه، حكم مترتب بر موضوع مقيد منتفى خواهدشد[١].
نقد استاد شهيد (رحمه الله) بر تقريب اول[٢]:
استاد شهيد بر تقريب اول محقق عراقى دو اشكال وارد مىكند.
\* اشكال اول: محقق عراقى وحدت مرتبه را شرط تناقض دانسته و نقيضين را در يك مرتبه مىداند و بر اين اساس، عدم رافع قيد را خصوص عدم متأخر از وجود موضوع برمىشمارد. امّا اين سخن درستى نيست؛ به دو دليل:
١) اگر مقصود از اتحاد مرتبه بين نقيضين، نفى ترتب علّى بين نقيضين باشد، به خودى خود سخن درستى است، لكن لازمهاش اين نيست كه اگر يكى از نقيضين از چيزى متأخر بالمعلولية باشد، نقيض ديگر نيز نسبت به آن تأخّر داشته باشد؛ زيرا فرض اين است كه معلوليّت، تنها نسبت به طرف اول تناقض وجود دارد؛
٢) اگر مقصود از اتحاد مرتبه بين نقيضين، تلازم در مرتبه بين النقيضين باشد بدين معنى كه معلولين علت ثالثه باشند، بطلان بلكه استحاله آن واضح است؛ زيرا ممكن
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٣٤٦ و ٣٤٧.
[٢] . از نظريه محقق عراقى.