اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦ - بخش دوم قواعد خاصه دلالت لفظى
و نيز معلوم شد كه براى دستيابى به قواعد دلالت خاص تصورى، مىتوان از روش برهان عقلى و استقراء در مفردات، و از برهان و استقراء و تحليل در مركبات بهره جست.
و براى دستيابى به قواعد خاص دلالت تصديقى مىتوان از روش برهان عقلى و نيز اصول متعارفه عقلايى بهره گرفت.
پس از اين مقدمه، اكنون نوبت آن است كه به تبيين قواعد دلالت خاصه لفظى بپردازيم.
در قواعد دلالت خاصه لفظى، گاه درباره مواد بحث مىكنيم و گاه درباره هيئات؛ لذا مباحث مربوط به قواعد دلالت خاصه لفظى به دو بخش كلى تقسيم مىشوند:
\* بخش مربوط به مواد؛
\* بخش مربوط به هيئات.
در اينجا، ابتدا بحث مواد مطرح شده و از ميان مباحث مربوط به مواد، ابتدا قواعد دلالت حروف مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد[١].
[١] ١. مباحث دلالات خاصه را به دلايل زير از معانى حروف آغاز مىكنيم:
الف. مباحث مربوط به دلالت حرف، مبناى مباحث مربوط به دلالت هيئات است و اغلب مباحث مربوط به دلالات خاصه به نحوى مربوط به دلالت هيئت مىباشد.
ب. مباحث مربوط به دلالت حرف گستره وسيعى از دلالات خاصه را در بر مىگيرد؛ زيرا حروف به دليل تنوع و تعدّدشان در بين دالّهاى خاص، از همه فراگيرتر و شايعترند.
ج. قاعدهپذيرى دلالات خاصه غالباً به جهت نسبى بودن معانى آنهاست و معانى حروف، مدخل اصلى مباحث مربوط به معانى نسبى است؛ زيرا روشنترين و شايعترين معانى نسبى، معانى حروفند.