اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٩ - \* نكته دوم تخصيص به مخصص متصل مستقل
است. پس ادعاى آن بزرگوار، در حقيقى بودن استعمال لفظ عام در مابقى بعد التخصيص ناموجه و بىاساس است.
حاصل آنكه مقتضاى وجدان لغوى، بقاى عموم مدلول تصورى عام بعدالتخصيص است. نتيجه اين مطلب بنابر اصالةالحقيقة و اصالةالتطابق بين مدلول تصورى و مراد استعمالى، عموم مراد استعمالى است. در حالى كه معلوم شد نظريه محقق نايينى؛ مانند نظريه شيخ انصارى از توجيه و تبيين اين حقيقت عقلايى و اين وجدان لغوى قاصر و عاجز است.
نظريه چهارم (نظريه مختار):
از آنچه در مباحث گذشته گفتيم نكات زير- كه ماحصل مختار ماست- معلوم شد:
\* نكته اول: تخصيص به مخصص متصل غير مستقل:
در آنجا كه مخصّص متصل غير مستقل باشد به گونهاى كه قيد و مقيد به عنوان مركب واحد مدخول ادات عموم باشند؛ نظير: «اكرم كل عالم عادل» يا «اكرم كل عالم الاالفساق»، بازگشت تخصيص به تخصص است و از موضوع تخصيص خارج است؛ زيرا ادات عموم بر مقيد وارد شده و دلالتش بر عموم مدخول تام است. از طرفى مقتضاى اصالةالحقيقة و ساير اصول عقلايى باب تفاهم، دلالت ادات بر عموم حكم نسبت به تمام افراد مدخول به دلالت حقيقى است. و همانگونه كه اشاره كرديم اين مورد از موضوع تخصيص خارج است.
\* نكته دوم: تخصيص به مخصص متصل مستقل:
در آنجا كه مخصّص متصل مستقل باشد، بدين صورت كه ادات عموم بر لفظ دال بر طبيعت وارد شده و سپس بيان بر قيد آمده باشد؛ نظير: «اكرم كل عالم و لاتكرم فسّاق العلماء» به دليل اصالةالحقيقة و اصل عقلايى تطابق مراد استعمالى با مدلول تصورى، عموم مدلول تصورى عام، عموم مراد استعمالى را اقتضا خواهد داشت. در نتيجه به