اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٩ - نكته سوم بررسى استغراق حاصل از سياق، در معرفه در سياق نفى
خبرى در موارد نفى وارد بر نكره نظير: «لا رجل فى الدار» منطبق است، بلكه تبادر سلب نسبت خبرى از تمام افراد طبيعت در موارد نفى وارد بر نكره دليل ديگرى است بر اينكه دلالت نفى يا نهى وارد بر نكره بر نفى حكم از تمام افراد طبيعت ربطى به مقام امتثال ندارد، بلكه از شؤون مقام اخبار و انشاء و جعل است.
نكته سوم: بررسى استغراق حاصل از سياق، در معرفه در سياق نفى:
اساساً استغراق و شمولى كه در موارد نكره در سياق نفى و نهى استفاده مىشود، ربطى به دلالت نكره ندارد، بلكه مربوط به سياق نهى و نفىبودن است كه به اقتضاى قرينه عقلى مشاراليها به عدد افراد منحل مىشود و مستلزم انتفا و انعدام همه افراد است. و لهذا اين نوع شمول و عموم، مخصوص به نكره در سياق نفى و نهى نيست بلكه شامل معرفه در سياق نفى و نهى نيز مىشود، مثلًا در آنجا كه مىگويد «لاتكرم الفاسق» مقتضاى سياق نهى، زجر از جميع افراد اكرام فاسق است، با آنكه فاسق نكره نيست بلكه معرَّف به لام است.
اين مطلب نيز جاى تأمل دارد؛ زيرا نفى و نهى داخل بر نكره است كه بدون نياز به جريان مقدمات حكمت مفيد عموم استو خصوصيتى كه در نكره وجود دارد اين است كه نفى يا نهى داخل بر آن به سبب تنوين مفيد نفى و انعدام كل فرد فرد مىباشد و لذا «لا تكرم فاسقاً» به منزله آن است كه بگويد «لا تكرم هذا الفاسق و ذاك الفاسق و ...» در حالى كه نفى داخل بر جنس محلى به الف و لام مفيد انعدام حكم از طبيعت متعين است، كه فى نفسه همانگونه كه با انعدام حكم از تمام الافراد سازگار است با انعدام حكم از بعض الافراد نيز سازگار است، بدين معنى كه در مرحله مدلول تصوّرى نفى وارد بر طبيعت محلى به الف و لام نظير «لاتكرم الفاسق» نفى حكم از طبيعت فاسق را بدون نظر به سعه و ضيق طبيعت مىرساند، و با توجه به اينكه نفى متعلق به طبيعت من حيث هى مىتواند در مرحلهمراد جدى نفى تمام طبيعت باشد و مىتواند نفى حصهاى از طبيعت باشد، براى اثبات تعلّق نفى در مرحله مدلول تصديقى و مراد