اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٩ - تقريب اول
شود، و ديگر بار معناى هيئت. به عبارت ديگر براى افاده استيعاب در هر يك از مفاد ماده و هيئت، نيازى به سبب و دليل مستقلى نداريم. بنابراين، آنچه در مقام افاده استيعاب به كار مىرود- خواه لفظ باشد يا مقدمات حكمت- براى افاده استيعاب مفاد مجموع مركب از هيئت و ماده جمع كافى است.
٢) مفاد حاصل از هيئت تركيبى هيئت و ماده جمع، «مازاد على الاثنين من افراد الماده» است- مثلًا «مازاد على الاثنين من افراد العالم» در «علماء»- اين مفاد، حصص متنوعى دارد كه از لحاظ كيفيت و كميت متفاوتند؛ تنوع برخى از آنها به لحاظ كم است نظير ثلاثه و اربعه و خمسه و امثال آنها، و تنوع برخى ديگر به لحاظ كيف است نظير عدل و فسق؛ كبر و صغر؛ فقاهت و طبابت و ....
اشكال استاد شهيد در اينجا اين است كه الف و لام به سبب تعينى كه اعلى المراتب دارد افاده معناى «جميع» مىكند. امّا اين اعلى المراتب يا جميع بهحسب تنوع كيفى مراتب جمع انواع زيادى دارد «جميع العلماء العدول» و «جميع العلماء الفقهاء» و «جميع العلماء الاطباء» و ... بنابراين، براى افاده استيعاب و شمول افراد «عالم»، تعيين اعلى المراتب به وسيله الف و لام كافى نيست و به اجراى اطلاق مدخول به لحاظ خصوصيات كيفى نياز داريم.
پاسخ اين اشكال چنين است: دلالت الف و لام داخل بر هيئت جمع بر تعيين اعلى مراتب الجمع- كه همان جميع است- به سبب اقوى التعينات بودن آن است؛ زيرا ملاك اصلى تعين اعلى المراتب، كثرت عددى آن نيست بلكه اقوى بودن اين معنى از ساير معانى در عالم دلالت لفظى است و نكته اقوى بودن نيز اين است كه اين معنى متضمن ساير معانى و مراتب است، در حالى كه ساير مراتب و معانى، متضمن اين معنا نيستند. اين خصيصه منحصر به فرد اعلى مراتب الجمع، به آن تعينى مىبخشد كه در هيچيك از معانى و مراتب مندرجه تحت معناى صيغه جمع وجود ندارد. اين قوت تعين، موجب اندكاك ساير تعينات- چه تعينات كمى و چه