گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥١ - ٢/ ٤ يادكرد مصيبتهاى امام حسين عليه السلام در محضر امام باقر عليه السلام
گفتم: در باره شماست.
فرمود: «پس بخوان».
گفتم:
روزگار، مرا خندانْد و گريانْد
و روزگار، دگرگون مىشود و رنگارنگ،
براى نُه نفرى كه در طَف، مورد نيرنگ قرار گرفتند
و همگى كفن شدند.
امام باقر عليه السلام گريست و امام صادق عليه السلام هم. نيز شنيدم كه از پشت پرده، دختركى مىگِريد. گفتم:
و با شش نفر كه همانند ندارند:
فرزندان عقيل، كه بهترين جوانان بودند.
آن گاه على- كه بهترينِ مردم و مولاى شماست-.
ياد آنان، اندوهها را بر مىانگيزانَد.
وقتى به اين جا رسيدم، امام عليه السلام گريست و فرمود: «هيچ كس نيست كه ما را ياد كند و يا در نزدش ياد شويم و از چشمانش، هر چند به اندازه بال پشهاى اشك بيايد، مگر اين كه خداوند برايش خانهاى در بهشت بنا مىكند و آن را ميان او و آتش، حجاب قرار مىدهد».[١]
[١] سَمِعتُ أبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام يَقولُ: نَفَسُ المَهمومِ لَنا المُغتَمِّ لِظُلمِنا تَسبيحٌ، وهَمُّهُ لِأَمرِنا عِبادَةٌ، وكِتمانُهُ لِسِرِّنا جِهادٌ في سَبيلِ اللَّهِ ٨١٢
( الكافى: ج ٢ ص ٢٢٦ ح ١٦، الأمالى، مفيد: ص ٣٣٨ ح ٣).