گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٨٣ - ٥/ ٢ عبيد الله بن زياد
مختار، سرِ عبيد اللَّه بن زياد را به وسيله مردى از خويشانش براى امام زين العابدين عليه السلام در مدينه فرستاد و به او گفت: بر درِ خانه على بن الحسين عليه السلام بِايست و هر گاه ديدى درهاى خانه باز و مردم وارد شدند، اين، همان زمانِ بار عام است. تو هم وارد شو.
فرستاده مختار به درِ خانه امام زين العابدين عليه السلام آمد و وقتى درها باز شدند و مردم براى غذا خوردن وارد شدند، او با صداى بلند اعلام كرد: اى اهل بيت نبوّت و مَعادن رسالت و مكانهاى فرود آمدن فرشتگان و جايگاههاى نزول وحى! من فرستاده مختار بن ابى عبيد هستم. سرِ عبيد اللَّه بن زياد، همراه من است.
در خانههاى بنى هاشم، هيچ زنى نبود، مگر اين كه صدا به ناله بلند كرد. فرستاده مختار، وارد شد و سرِ عبيد اللَّه را بيرون آورد. وقتى امام زين العابدين عليه السلام آن را ديد، فرمود: «خداوند، او را از رحمتش دور كند و به آتش ببرد!».
برخى گفتهاند: امام زين العابدين عليه السلام، از روزى كه پدرش كشته شد، هرگز خندان ديده نشد، مگر در آن روز. ايشان شترى داشت كه از شام، ميوه مىآورد. وقتى سرِ عبيد اللَّه بن زياد آورده شد، دستور داد كه ميوهها در ميان اهالى مدينه توزيع شوند و زنان خاندان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، شانه به سر زدند و مو رنگ كردند. از زمانى كه حسين بن على عليه السلام كشته شده بود، زنى شانه نزده و مو رنگ نكرده بود.[١]
[١] وَرس: دانه زردى شبيه كُنجد كه براى رنگ كردن لباس و موى سر و نيز درمان به كار مىرود و بوى خوشى دارد.