گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤٣ - ٨/ ٩ بازگشت خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه
جاى دارد و آن قدر نزديك است كه در [همه] رازگويىها حاضر است. او را بر كارهاى بزرگ و فاجعههاى روزگار و پيشامدهاى دردناك و دردهاى جانسوز و وقايع سِتُرگ و مصيبتهاى بس دهشتناك و گرانبار و سنگين و كُشنده، مىستاييم.
اى قوم! خداى متعالِ ستودنى، ما را با مصيبتهايى سنگين و شكافى بزرگ در اسلام، آزموده است. ابا عبد اللَّه عليه السلام و خاندانش كشته شدهاند، زنان و كودكانش اسير گشتهاند و سر او را بر بالاى نيزه، در شهرها چرخاندهاند و اين، مصيبتى است كه نظيرى ندارد.
اى مردم! كدام يك از مردان شما، پس از شهادت او، شادى مىكنند و كدامين چشمِ شما مىتواند اشك خود را نگاه دارد و آن را از ريختن، باز دارد؟ بر شهادت او، آسمانهاى استوارِ هفتگانه و درياها با امواج خود و آسمانها با ستونهاى [نامرئى] خود و زمين با كرانههاى خود و درختان با شاخههاى خود و ماهىها در ژرفاى درياها و فرشتگان مقرّب و همه آسمانيان، گريستند.
اى مردم! كدامين قلب از شهادت او نشكافت؟! يا كدامين دل بر او نسوخت؟! يا كدامين گوش، اين مصيبت شكافنده اسلام را شنيد و از شنيدن، باز نمانْد؟!
اى مردم! ما رانده شده و آواره، از شهرها تبعيد و دور گشتهايم، گويى كه فرزندان تُرك و افغانيم،[١] بى آن كه گناهى انجام داده يا ناپسندى را به جا آورده و يا ضربهاى به اسلام زده باشيم، و مانند اين را در باره پدرانِ پيشين خود نيز نشيندهايم «و اين، دروغ بستنى، بيش نيست»[٢].
به خدا سوگند، اگر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن اندازه كه سفارش رعايت ما را به ايشان كرد، سفارش به جنگ با ما مىكرد، نمىتوانستند از آنچه با ما كردند، بيشتر انجام دهند!
پس «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[٣] از مصيبتى به چه بزرگى و دردناكى و دهشتناكى
[١] عبد اللَّه بن عمر بن خطّاب- كه كنيهاش ابو عبد الرحمان است-، پيش از هجرت به دنيا آمد و به همراه پدرش در مكّه اسلام آورد. آن گاه به مدينه هجرت كرد. وى در دو نبردِ بدر و احُد، به خاطر سنّ كم، شركت نداشت؛ ولى در جنگ احزاب و ساير جنگها شركت داشت.
در كتب اهل سنّت، از وى روايتهاى بسيارى نقل شده است. عمر، با عضويت او در شوراى خلافت، مخالفت كرد و مىگفت: شايستگى خلافت ندارد؛ بلكه نمىتواند همسر خود را هم طلاق بدهد؛ ولى بنا بر نقلى، او را يكى از اعضاى شورا قرار داد، مشروط بر آن كه كارى بر عهدهاش نباشد. پس از خلافت عثمان، وى از سياست كناره گرفت. او با معاويه و يزيد، بيعت كرد. وى در جنگهاى امير مؤمنان عليه السلام همراه ايشان نبود و از دشمنان ايشان هم نبود. او در سال ٧٤ هجرى در هشتاد و چهار سالگى در گذشت.
[٢] كُنتُ شاهِداً لِابنِ عُمَرَ، وسَأَلَهُ رَجُلٌ عَن دَمِ البَعوضِ، فَقالَ: مِمَّن أنتَ؟ فَقالَ: مِن أهلِ العِراقِ، قالَ: انظُروا إلى هذا يَسأَلُني عَن دَمِ البَعوضِ، وقَد قَتَلُوا ابنَ النَّبِيِّ صلى اللَّه عليه و آله! وسَمِعتُ النَّبِيَّ صلى اللَّه عليه و آله يَقولُ: هُما رَيحانَتايَ مِنَ الدُّنيا ٦٩٥
( صحيح البخارى: ج ٥ ص ٢٢٣٤ ح ٥٦٤٨؛ الأمالى، صدوق: ص ٢٠٧ ح ٢٢٨).
[٣] إنَّ رَجُلًا مِن أهلِ العِراقِ سَأَلَ ابنَ عُمَرَ عَن دَمِ البَعوضِ يُصيبُ الثَّوبَ، فَقالَ ابنُ عُمَرَ: انظُروا إلى هذا يَسأَلُ عَن دَمِ البَعوضِ وقَد قَتَلُوا ابنَ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله!
وسَمِعتُ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله يَقولُ: إنَّ الحَسَنَ وَالحُسَينَ هُما رَيحانَتايَ مِنَ الدُّنيا ٦٩٦
( سنن الترمذى: ج ٥ ص ٦٥٧ ح ٣٧٧٠، تهذيب الكمال: ج ٦ ص ٤٠٠).