گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤٢ - ٨/ ٩ بازگشت خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه
شنيدم كه دخترى بر حسين عليه السلام نوحه مىخوانَد و مىگويد:
خبر [شهادت] سَرورم را كسى داد و [قلبم را] به درد آورد.
خبر خبرآورنده، مرا بيمار و گرانبار كرد.
اى چشمان من! سخاوت كنيد و اشك بريزيد
و هر دو با هم در اشك ريختن، سخاوت به خرج دهيد،
بر كسى كه [كشته شدنش] عرشِ خداى بزرگ را لرزاند
و بينى دين و شُكوه را بريده ساخت؛
بر فرزند پيامبر خدا و فرزند وصىّ او
هر چند در سرايى فاصلهدار و دور از ما [افتاده] است.
سپس گفت: اى آورنده خبر! اندوهمان را بر ابا عبد اللَّه، تجديد كردى و زخم سربستهمان را نيشتر زدى. تو كيستى، خدا، رحمتت كند؟
گفتم: من بشير بن حَذلَم هستم. مولايم على بن الحسين عليه السلام مرا روانه كرد و خود اكنون، همراه خانواده و زنان ابا عبد اللَّه الحسين عليه السلام در فلان جا فرود آمده است.
آنان، مرا گذاشتند و بلافاصله، روانه شدند. من نيز اسبم را تاختم و به نزد كاروان، باز گشتم. ديدم كه مردم، راهها و جاىها را پُر كردهاند. از اسبم پياده شدم و از ميان مردم، عبور كردم تا به درِ خيمه رسيدم.
على بن الحسين عليه السلام درون خيمه بود و بيرون آمد، در حالى كه با پارچه همراهش، اشكهايش را پاك مىكرد، و پشت سرِ ايشان، خادمى با يك چارپايه بود كه آن را براى على بن الحسين عليه السلام نهاد و ايشان بر آن نشست. نمىتوانست جلوى اشك ريختن خود را بگيرد و صداى مردم به گريه، و ناله دختران و زنان، بلند شد و مردم، از هر سو به او تسليت مىگفتند و آن مكان به ضجّه و ناله در آمد. امام عليه السلام با دستش اشاره كرد كه: «ساكت باشيد» و هيجان مردم، فرو نشست.
آن گاه امام عليه السلام فرمود: «ستايش، ويژه خداى جهانيان است؛ بخشنده مهربان، مالك روز جزا، آفريدگار همه آفريدهها؛ كسى كه آن قدر دور است كه در آسمانهاى بَرين،