گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٧ - ٢/ ٥ احتجاجهاى امام عليه السلام در برابر سپاه كوفه
٣٢٦. الملهوف: ياران عمر بن سعد، بر مَركبهايشان، سوار شدند. حسين عليه السلام، بُرَير بن حُصَين را روانه كرد تا آنان را اندرز دهد؛ امّا گوش ندادند. او به آنها يادآورى كرد؛ امّا سودى نبخشيد. حسين عليه السلام، بر شترش (/ اسبش) سوار شد و از آنان خواست كه ساكت شوند. ساكت شدند. پس از حمد و ثناى الهى و ياد خدا، آن گونه كه شايسته او بود، و درود فرستادن بر محمّد و فرشتگان و پيامبران و فرستادگان، با گفتارى رسا، چنين فرمود: «مرگ و اندوهتان باد، اى جماعت! با شيدايى، ما را به فريادرسى خوانديد و ما، به سرعت، به فريادتان رسيديم؛ [امّا] شما شمشيرى را كه براى ما بود، به روىِ خود ما بركشيديد و آتشى را كه عليه دشمن مشترك ما و شما افروخته بوديم، بر ضدّ خود ما افروختيد و همدست دشمنانتان، عليه دوستانتان شديد، بى آن كه عدالت را ميان شما بگسترنَد و اميدى به آنها داشته باشيد.
اى واى بر شما! ما را وا نهاديد، در حالى كه شمشيرها، هنوز در نيام و ابتداىِ كار است، و رأى [به جنگ]، هنوز پا بر جا نگشته؛ امّا شما همچون مَلَخان، به سوى آن شتافتهايد و همچون پرواز پشهها [به سوى زرداب زخم و چرك]، همديگر را به آن، فرا خواندهايد. نابودى، از آنِتان باد، اى بردگان امّت و بدترين دستههاى آن، به كنارِ افكنان قرآن، و تحريفگرانِ سخنان، و دار و دسته گنهكاران، و پذيرندگان وسوسه شيطان، و خاموش كنندگان سنّتها [ى جاويدان]! آيا اينان را يارى مىدهيد و ما را وا مىنهيد؟! آرى. به خدا سوگند، خيانت ميان شما، سابقه دارد. ريشههايتان، به آن در آميخته است و شاخههايتان، بر آنْ پيچيده است. شما، پليدترين استخوانِ گلوگير