گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩٧ - ٣/ ٢ به خاك سپارندگان امام عليه السلام و يارانش
٥٣٨. الأمالى، طوسى- به نقل از امّ سلمه-: آن شب كه رسيد، پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را در خوابم، غبارآلود و پريشان ديدم. اين را به ايشان گفتم و علّتش را جويا شدم. به من فرمود: «آيا نمىدانى كه من از به خاكسپارى حسين و يارانش مىآيم؟».[١]
٣/ ٢ به خاك سپارندگان امام عليه السلام و يارانش
٥٣٩. رجال الكشّى- به نقل از اسماعيل بن سهل، از يكى از شيعيان-: نزد امام رضا عليه السلام بودم كه على بن ابى حمزه، ابن سرّاج و ابن مُكارى بر ايشان وارد شدند ....
على بن ابى حمزه به امام عليه السلام گفت: براى ما از پدرانت روايت شده كه امور [دفنِ] امام را تنها امامى همانند او به عهده مىگيرد.
امام رضا عليه السلام به او فرمود: «مرا از حسين بن على عليه السلام خبر بده كه آيا امام بود، يا نبود؟».
گفت: امام بود.
فرمود: «چه كسى كارهاى او را به عهده داشت؟».
گفت: على بن الحسين عليه السلام.
فرمود: «على بن الحسين عليه السلام كجا بود؟».
گفت: در كوفه در دست عبيد اللَّه بن زياد، در بند بود.
و افزود: على بن الحسين عليه السلام [از ميان اسيرانْ] بيرون رفت، بدون آن كه بفهمند.
[١] أقبَلَ سِنانٌ لَعَنَهُ اللَّهُ حَتّى أدخَلَ رَأسَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام عَلى عُبَيدِ اللَّهِ بنِ زِيادٍ لَعَنَهُ اللَّهُ، وهُوَ يَقولُ:
|
املَأ رِكابي فِضَّةً وذَهَبا |
إنّي قَتَلتُ المَلِكَ المُحَجَّبا |
|
|
قَتَلتُ خَيرَ النّاسِ امّاً وأبا |
وخَيرَهُم إذ يُنسَبونَ نَسَبا |
|
فَقالَ لَهُ عُبَيدُ اللَّهِ بنُ زِيادٍ: وَيحَكَ! فَإِن عَلِمتَ أنَّهُ خَيرُ النّاسِ أباً وامّاً، لِمَ قَتَلتَهُ إذَن؟ فَأَمَرَ بِهِ، فَضُرِبَت عُنُقُهُ، وعَجَّلَ اللَّهُ بِروحِهِ إلَى النّارِ ٥٥٧
( الأمالى، صدوق: ص ٢٢٧ ح ٢٣٩، روضة الواعظين: ص ٢٠٩).