گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٦٩ - ١/ ٣ تاراج كردن خيمهها و غارت اموال دختران پيامبر صلى الله عليه و آله
٤٨٦. المزار الكبير- در زيارت ناحيه مقدّسه-: تا آن كه تو را از اسبت به زير كشيدند و زخمى و خونين، به زمين افتادى. اسبها تو را زير سُم خود گرفتند و ستمگران با شمشيرهايشان بر سر تو ريختند.[١]
١/ ٣ تاراج كردن خيمهها و غارت اموال دختران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله
٤٨٧. تاريخ الطبرى- به نقل از ابو مخنف، از امام صادق عليه السلام-: مردم به سوى سُرخاب و جامههاى گرانبها و شتران رفتند و آنها را تاراج كردند.
مردم به سوى حسين عليه السلام و اثاث و وسايل كاروان، هجوم آوردند و حتّى براى گرفتن لباس روى زنان نيز، با آنها درگير مىشدند و چون چيره مىشدند، آن را مىبردند.[٢]
٤٨٨. البداية و النهاية- به نقل از حُمَيد بن مسلم-: مردم، همه اموال نقد و غير نقد حسين عليه السلام را ميان خود، تقسيم كردند، حتّى آنچه را در خيمه بود و لباسهاى تميز [يا رويينِ] زنان را.[٣]
٤٨٩. الأمالى، صدوق- به نقل از فاطمه، دختر امام حسين عليه السلام-: اوباش، به خيمه ما وارد شدند. من كه دخترى خردسال بودم، دو خلخال طلا بر پاهايم داشتم. مردى خلخالها را از پاهايم بيرون مىكشيد و مىگريست.
گفتم: چرا مىگريى، اى دشمن خدا؟
[١] لَمّا قُتِلَ الحُسَينُ عليه السلام اسوَدَّتِ السَّماءُ، وظَهَرَتِ الكَواكِبُ نَهاراً، حَتّى رَأَيتُ الجَوزاءَ عِندَ العَصرِ، وسَقَطَ التُّرابُ الأَحمَرُ ٥١٢
( تاريخ دمشق: ج ١٤ ص ٢٢٦، تهذيب الكمال: ج ٦ ص ٤٣٢).
[٢] وَارتَفَعَت فِي السَّماءِ في ذلِكَ الوَقتِ غَبَرَةٌ شَديدَةٌ سَوداءُ مُظلِمَةٌ، فيها ريحٌ حَمراءُ، لا يُرى فيها عَينٌ ولا أثَرٌ، حَتّى ظَنَّ القَومُ أنَّ العَذابَ قَد جاءَهُم، فَلَبِثوا كَذلِكَ ساعَةً، ثُمَّ انجَلَت عَنهُم ٥١٣
( الملهوف: ص ١٧٧؛ الفتوح: ج ٥ ص ١١٩).
[٣] احمَرَّتِ السَّماءُ حينَ قُتِلَ الحُسَينُ عليه السلام سَنَةً، و[ عَلى] يَحيَى بنِ زَكَرِيّا عليه السلام، وحُمرَتُها بُكاؤُها ٥١٤
( كامل الزيارات: ص ١٨٢ ح ٢٤٩، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٢١٠ ح ٢١).