گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٦٧ - ١/ ٢ اسب دواندن بر پيكر مطهر امام عليه السلام
٤٨٣. الإرشاد- به نقل از حميد بن مسلم-: عمر بن سعد به يارانش ندا داد كه: چه كسى نداى اسب دواندن بر حسين را اجابت مىكند؟
ده تن اجابت كردند كه از جمله آنان، اسحاق بن حَيوه و اخنَس بن مَرثَد بودند كه اسبهاى خود را بر حسين عليه السلام دواندند و پشت ايشان را خرد كردند.[١]
٤٨٤. الملهوف: سپس عمر بن سعد، ميان يارانش ندا داد كه: چه كسى حاضر است بر حسين، اسب بدواند؟
از يارانش، اين ده تن حاضر شدند: اسحاق بن حَوبه- كه پيراهن امام عليه السلام را به تاراج برده بود-، اخنس بن مرثد، حَكيم بن طُفَيل سبيعى، عمر بن صبيح صَيداوى، رجاء بن مُنقِذ عبدى، سالم بن خَيثمه جُعفى، صالح بن وَهْب جُعفى، واحِظ بن غانِم، هانى بن ثُبَيت حضرمى و اسيد بن مالك. اينان- كه خدا لعنتشان كند- با سُم اسبهايشان، حسين عليه السلام را چنان لگدكوب كردند كه پشت و سينهاش را خرد كردند.
اين ده تن، [پس از پايان كار] آمدند و در برابر ابن زياد- كه خدا لعنتش كند- ايستادند و از ميان آنان، اسيد بن مالك گفت:
ما بوديم كه پشت و سپس سينه [ى او] را
با همه اسبهاى بزرگ و تيزتك، خرد كرديم.
ابن زياد- كه خدا لعنتش كند- گفت: شما كه هستيد؟
گفتند: ما كسانى بوديم كه بر پشت حسين، اسب دوانديم تا آن كه سينه و گلوى حسين را آسياب كرديم.
[١] استَيقَظَ ابنُ عَبّاسٍ مِن نَومِهِ فَاستَرجَعَ وقالَ: قُتِلَ الحُسَينُ وَاللَّهِ.
فَقالَ لَهُ أصحابُهُ: كَلّا يَابنَ عَبّاسٍ كَلّا! قالَ: رَأَيتُ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله ومَعَهُ زُجاجَةٌ مِن دَمٍ، فَقالَ:« ألا تَعلَمُ ما صَنَعَت امَّتي مِن بَعدي؟ قَتَلُوا ابنِيَ الحُسَينَ، وهذا دَمُهُ ودَمُ أصحابِهِ، أرفَعُها إلَى اللَّهِ عزّوجلّ».
قالَ: فَكُتِبَ ذلِكَ اليَومُ الَّذي قالَ فيهِ وتِلكَ السّاعَةُ، قالَ: فَما لَبِثوا إلّا أربَعَةً وعِشرينَ يَوماً حَتّى جاءَهُمُ الخَبَرُ بِالمَدينَةِ، أنَّهُ قُتِلَ ذلِكَ اليَومَ وتِلكَ السّاعَةَ ٥١٠
( تاريخ دمشق: ج ١٤ ص ٢٣٧، كفاية الطالب: ص ٤٢٨).