گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٦٦ - ١/ ٢ اسب دواندن بر پيكر مطهر امام عليه السلام
بن اشعث، قطيفه حسين عليه السلام را كه بر آن مىنشست، برداشت و از اين رو، قيسِ قطيفه ناميده شد و مردى از ازْد به نام اسود نيز كفشهاى ايشان را برداشت ....
عبيد اللَّه بن عمّار مىگويد: ديدم شلوار حسين، به هنگام شهادتش مىدرخشد و ابجَر بن كعب آمد و آن را برداشت و ايشان را برهنه رها كرد.
محمّد بن عبد الرحمان نيز گفته است كه از دستان ابجر بن كعب، در زمستان، خون مىآمد و در تابستان نيز دستانش مانند چوب، خشك مىشد.[١]
١/ ٢ اسب دواندن بر پيكر مطهّر امام عليه السلام
٤٨٢. تاريخ الطبرى- به نقل از حُمَيد بن مسلم-: آن گاه، عمر بن سعد، ميان يارانش ندا داد كه: چه كسى فراخوانِ اسب دواندن بر حسين را پاسخ مىگويد؟
ده تن، پاسخ مثبت دادند، از جمله: اسحاق بن حَيوه حَضرَمى- همان كسى كه پيراهن حسين عليه السلام را برداشت و پس از آن، پيسى گرفت- و احبَش بن مَرثَد بن عَلقمة بن سلامه حضرمى. اينان آمدند و حسين عليه السلام را با اسبان خود، لگدكوب كردند، تا جايى كه پشت و سينه ايشان را خرد كردند.
به من (حُمَيد)، خبر رسيد كه پس از اين [ماجرا]، در يكى از جنگها، تيرى نامشخّص آمد و قلب احبش بن مَرثَد را كه ايستاده بود، شكافت و او را كشت.[٢]
[١] دَخَلَ الحُسَينُ عليه السلام عَلَى النَّبِيِّ صلى اللَّه عليه و آله وهُوَ غُلامٌ يَدرُجُ. فَقالَ: أي عائِشَةُ! ألا اعَجِّبُكِ؟ لَقَد دَخَلَ عَلَيَّ آنِفاً مَلَكٌ ما دَخَلَ عَلَيَّ قَطُّ، فَقالَ:« إنَّ ابنَكَ هذا مَقتولٌ، وإن شِئتَ أرَيتُكَ مِن تُربَتِهِ الَّتي يُقتَلُ بِها»، فَتَناوَلَ تُراباً أحمَرَ، فَأَخَذَتهُ امُّ سَلَمَةَ، فَخَزَنَتهُ في قارورَةٍ، فَأَخرَجَتهُ يَومَ قُتِلَ وهُوَ دَمٌ ٥٠٨
( مثير الأحزان: ص ١٧، بحار الأنوار: ج ٤٤ ص ٢٤٧ ح ٤٦).
[٢] رَأَيتُ النَّبِيَّ صلى اللَّه عليه و آله فيما يَرَى النّائِمُ بِنِصفِ النَّهارِ، وهُوَ قائِمٌ أشعَثُ أغبَرُ، بِيَدِهِ قارورَةٌ فيها دَمٌ، فَقُلتُ: بِأَبي أنتَ وامّي يا رَسولَ اللَّهِ، ما هذا؟
قالَ:« هذا دَمُ الحُسَينِ وأصحابِهِ، لَم أزَل ألتَقِطُهُ مُنذُ اليَومِ»، فَأَحصَينا ذلِكَ اليَومَ، فَوَجَدوهُ قُتِلَ في ذلِكَ اليَومِ ٥٠٩
( مسند ابن حنبل: ج ١ ص ٦٠٦ ح ٢٥٥٣، المستدرك على الصحيحين: ج ٤ ص ٤٣٩ ح ٨٢٠١).