گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٧ - ٣/ ٢٩ مسلم بن عوسجه
اللَّهِ بنَ خُشكارَةَ البَجَلِيَ[١].
سلام بر مُسلم بن عَوسَجه اسدى؛ آن كه چون حسين عليه السلام به او اجازه بازگشت داد، گفت: «آيا تو را رها كنيم؟ آن گاه، در پيشگاه خدا، چه عذرى براى ادا نكردن حقّ تو خواهيم داشت؟! به خدا سوگند، نه؛ تا آن كه اين نيزهام را در سينههاى آنان بشكنم و تا قبضه اين شمشير در دستم است، آنان را با آن مىزنم و از تو جدا نمىشوم؛ و اگر سلاحى نداشتم تا با آنان بجنگم، سنگ به آنان پرتاب مىكنم و از تو جدا نمىشوم تا با تو بميرم».
تو، نخستين كسى بودى كه جان خود را تقديم كرد، و نخستين شهيدى بودى كه به ديدار خدا رسيد و پيمانه عمرش به پايان رسيد. سوگند به پرورگار كعبه، رستگار شدى! خداوند، قرار گرفتن تو پيش روىِ امامت و از خودگذشتگىات را، سپاس گُزارد، آن گاه كه حسين عليه السلام به سوى تو- كه بر زمين افتاده بودى-، آمد و فرمود: «اى مُسلم بن عَوسَجه! خدايت رحمت كند!» و تلاوت كرد: « «برخى از آنان، پيمان خويش را به انجام رساندند [و به شهادت رسيدند]؛ و برخى، چشم به راه [شهادت] نشستهاند و هرگز تغيير و تبديلى [در پيمان خود] ندادهاند»». خداوند، همدستان در كشتن تو: عبد اللَّه ضَبابى و عبد اللَّه بن خُشكاره بَجَلى را لعنت كند!
٣٦٦. الملهوف: مسلم بن عوسَجَه، به ميدان آمد و در جنگ با دشمن، با تمام توان كوشيد و بر بلاهاى هولناك، شكيب ورزيد تا به زمين افتاد. هنوز نيمهجانى داشت كه حسين عليه السلام به سوى او آمد و حبيب بن مُظاهر نيز با او بود.
حسين عليه السلام به او فرمود: «اى مُسلم! خدا رحمتت كند! «برخى از آنان، پيمان خويش را به انجام رساندند [و به شهادت رسيدند]؛ و برخى، چشم به راه [شهادت] نشستهاند و هرگز، تغيير و تبديلى [در پيمان خود] ندادهاند»».
حبيب نيز به او نزديك شد و گفت: به خدا سوگند، جان دادنت بر من گران است
[١] المزار الكبير: ص ٤٩٦ ح ٩، بحار الأنوار: ج ١٠١ ص ٣١٧ ح ٨.