گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢١ - ٣/ ١٣ حر بن يزيد رياحى
پاك مىكرد، فرمود:
أنتَ الحُرُّ كَما سَمَّتكَ امُّكَ، حُرٌّ فِى الدُّنيا وحُرٌّ فِي الآخِرَةِ[١].
تو حُر (آزاده) هستى، همان گونه كه مادرت تو را ناميده است؛ آزاده در دنيا وآخرت.
در «زيارت ناحيه مقدّسه»، آمده است:
السَّلامُ عَلَى الحُرِّ بنِ يَزيدَ الرِّياحِىِ[٢].
سلام بر حُرّ بن يزيد رياحى!
در «زيارت رجبيّه» هم نام وى، آمده است.
٣٥٢. تاريخ الطبرى- به نقل از عَدىّ بن حَرمَله-: چون عمر بن سعد، لشكر را آماده حمله كرد، حُرّ بن يزيد به او گفت: خدا، تو را اصلاح كند! آيا مىخواهى با اين مرد (حسين عليه السلام) بجنگى؟
عمر گفت: به خدا سوگند، آرى؛ چنان جنگى كه آسانترين بخشِ آن، افتاده شدن سرها و قطع دستها باشد!
حُر گفت: آيا هيچ يك از پيشنهادهاى او، شما را راضى نمىكند؟
عمر بن سعد گفت: به خدا سوگند، اگر كار با من بود، [صلح] مىكردم؛ امّا فرمانروايت [ابن زياد] نپذيرفته است.
راوى مىگويد: حُر، آمد تا در جايى ميان مردم ايستاد. مردى از قبيلهاش به نام قُرّة بن قيس، همراهش بود. به او گفت: اى قُرّه! آيا امروز، اسبت را آب دادهاى؟
گفت: نه.
گفت: مىخواهى كه آن را آب دهى؟
قُره مىگويد: به خدا سوگند، گمان بُردم كه او مىخواهد كناره بگيرد و در جنگ،
[١] لَمّا وَصَلَ القِتالُ إلَيهِ عليه السلام تَقَدَّمَ أمامَهُ رَجُلٌ مِن بَني حَنيفَةَ يَقيهِ بِنَفسِهِ حَتّى سَقَطَ بَينَ يَدَيِ الحُسَينِ عليه السلام، فَقالَ الحَنَفِيُّ: اللَّهُمَّ لا يُعجِزُكَ شَيءٌ تُريدُهُ، فَأَبلِغ مُحمَّداً صلى اللَّه عليه و آله نُصرَتي ودَفعي عَنِ الحُسَينِ عليه السلام، وَارزُقني مُرافَقَتَهُ في دارِ الخُلودِ ٣٦١
( مثير الأحزان: ص ٦٦).
[٢] تَقَدَّمَ سُوَيدُ بنُ عُمر بنِ أبِي المُطاعِ، وكانَ شَريفاً كَثيرَ الصَّلاةِ، فَقاتَلَ قِتالَ الأَسَدِ الباسِلِ، وبالَغَ فِي الصَّبرِ عَلَى الخَطبِ النّازِلِ، حَتّى سَقَطَ بَينَ القَتلى وقَد اثخِنَ بِالجِراحِ، ولَم يَزَل كَذلِكَ ولَيسَ بِهِ حَراكٌ حَتّى سَمِعَهُم يَقولونَ: قُتِلَ الحُسَينُ، فَتَحامَلَ وأخرَجَ مِن خُفِّهِ سِكّيناً، وجَعَلَ يُقاتِلُهُم بِها حَتّى قُتِلَ رِضوانُ اللَّهِ عَلَيهِ ٣٦٢
( الملهوف: ص ١٦٥، مثير الأحزان: ص ٦٧).