گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣ - ٢/ ٥ احتجاجهاى امام عليه السلام در برابر سپاه كوفه
برايش بر شمرد و بر محمّد و فرشتگان و پيامبران خدا، درود فرستاد و آن قدر از اينگونه سخن گفت كه خدا مىداند و نمىتوان ذكر كرد. به خدا سوگند، هيچ گاه، نه پيش از او و نه پس از او، سخنرانى را نديدم كه بليغتر از او سخن بگويد!
سپس فرمود: «امّا بعد، نَسَبم را در يابيد و بنگريد كه من، كيستم. سپس به خودتان بياييد و آن را سرزنش كنيد و بنگريد كه آيا كُشتن من و هتك حرمتم، برايتان رواست؟ آيا من، فرزند دختر پيامبرتان، و فرزند وصى و پسرعمويش، اوّلين ايمان آورنده به خدا و تصديقگر پيامبرش در آنچه از نزد پروردگارش آورده است، نيستم؟ آيا حمزه سيّد الشهدا عليه السلام، عموى پدرم نيست؟ آيا جعفرِ شهيد و پرواز كننده با دو بال [در بهشت]، عمويم نيست؟
آيا اين روايت پُرتكرار، به شما نرسيده كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، در باره من و برادرم فرمود:" اين دو، سَرور جوانان بهشت اند"؟
اگر گفته مرا كه حقّ است، تصديق كنيد، به خدا سوگند، از آن زمان كه دانستهام خداوند، دروغگو را دشمن مىدارد و به دروغساز، زيان مىزند، آهنگِ دروغ نكردهام، و اگر تكذيبم كنيد، ميان شما كسانى هستند كه اگر از آنها بپرسيد، آگاهتان مىكنند. از جابر بن عبد اللَّه انصارى يا ابوسعيد خُدْرى يا سهل بن سعد ساعدى يا زيد بن ارقَم يا ا نَس بن مالك بپرسيد. به شما خبر خواهند داد كه اين گفته را از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، در باره من و برادرم شنيدهاند. آيا اين، مانع شما از ريختن خون من نمىشود؟».
شمر بن ذى الجوشن، [به طعنه] در باره حسين عليه السلام گفت كه: او، خدا را [تنها] به زبان، مىپرستد، اگر بداند كه چه مىگويد!
حبيب بن مُظاهر به شمر گفت: به خدا سوگند، چنين مىبينم كه تو نيستى كه خدا را با هفتاد زبان (با ترديد و بدون ايمان قلبى) مىپرستى. من، گواهى مىدهم كه تو، راست مىگويى و نمىدانى [حسين] چه مىگويد. خداوند، بر دلت مُهر زده است.
سپس حسين عليه السلام به آنان فرمود: «اگر در اين گفته، ترديد داريد، آيا در اين هم شك