گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٨ - ٧/ ٢٧ - ١ يارى خواستن از عبيد الله بن حر
حسين عليه السلام فرمود: «اگر ما را يارى نمىكنى، از خدا بترس كه با كسانى باشى كه با ما نبرد مىكنند. به خدا سوگند، كسى كه صداى يارى ما را بشنود و ما را يارى نكند، نابود مىشود».
پسر حُر گفت: اين، هرگز نخواهد شد، إن شاء اللَّه!
حسين عليه السلام برخاست و به اقامتگاه خود آمد.[١]
٢٥٥. الأمالى، صدوق- به نقل از عبد اللَّه بن منصور، از امام صادق، از پدرش امام باقر، از جدّش امام زين العابدين عليهم السلام-: حسين عليه السلام حركت كرد تا به قُطقُطانه[٢] رسيد. به خيمهاى افراشته نظر افكند و فرمود: «اين خيمه، از آنِ كيست؟».
گفتند: از آنِ عبيد اللَّه بن حُرّ جعفى.
حسين عليه السلام برايش پيغام فرستاد و فرمود: «اى مرد! تو گنهكار و خطاكارى و خداوند، تو را بِدان كيفر مىدهد، اگر به درگاه خداوند متعال توبه نكنى. اگر در اين لحظات، مرا يارى رسانى، جدّم در پيشگاه خداوند، شفيع تو خواهد بود».
[١] عُذَيب الهِجانات، منطقهاى در نزديكى قادسيه در عراق، بودهاست( ر. ك: نقشه شماره ٣ در پايان كتاب).
[٢] در مقتل الحسين خوارزمى، اين افزوده آمده است: امام عليه السلام فرمود:« به راستى كه مردم، بندگان دنيايند و دين، فقط بازيچهاى بر سرِ زبان آنهاست. تا آن جا كه زندگىشان اقتضا دارد، گِرد آن مىچرخند و زمانى كه در بوته آزمايش گذاشته شوند، دينداران، اندك اند».