گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٦ - ٧/ ١٢ خوددارى امام عليه السلام از پذيرش امان عمرو بن سعيد
كن و از او بخواه كه باز گردد. شايد اطمينان يابد و باز آيد.
عمرو بن سعيد گفت: هر چه مىخواهى، بنويس و پيش من بياور تا بر آن، مُهر بزنم.
عبد اللَّه بن جعفر، نامه را نوشت[١] و نزد عمرو بن سعيد برد و به او گفت: به آن، مهر بزن و همراه برادرت يحيى بن سعيد بفرست كه كاملًا اطمينان يابد و بداند كه داستان، جدّى است. عمرو، چنان كرد. وى كارگزار يزيد بن معاويه در مكّه بود.
يحيى و عبد اللَّه بن جعفر به حسين عليه السلام رسيدند و پس از آن كه يحيى بن عمرو، نامه را برايش خواند، [به نزد عمرو] باز گشتند و گفتند: نامه را برايش خوانديم و به وى اصرار كرديم و از جمله عذرهايى كه آورد، اين بود كه: «خوابى ديدهام كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در آن بود و دستورى يافتهام كه آن را انجام مىدهم، به ضررم باشد، يا به سودم».
به او گفت [يم]: اين خواب، چه بود؟
گفت: «به هيچ كس نگفتهام و به هيچ كس نخواهم گفت تا به پيشگاه پروردگارم بروم».
نامه عمرو بن سعيد به حسين بن على، چنين بود: «به نام خداى بخشنده مهربان. از عمرو بن سعيد، به حسين بن على. امّا بعد، از خدا مىخواهم كه تو را از آنچه مايه هلاكت تو مىشود، منصرف كند و تو را به آنچه مايه توفيقت مىشود، هدايت نمايد. شنيدم به جانب عراق روانه شدهاى. خدايت از مخالفت، به دور بدارد، كه بيم دارم مايه هلاكت تو شود. عبد اللَّه بن جعفر و يحيى بن سعيد را نزد تو فرستادم. با آنها پيش من بيا، كه نزد من، امان دارى و پاداش و نيكى و مصاحبت شايسته. خدا را بر اين، شاهد و ضامن و مراقب و وكيل مىگيرم. درود بر تو باد!».
[١] لَمّا صَعِدَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام عَقَبَةَ البَطنِ، قالَ لِأَصحابِهِ: ما أراني إلّا مَقتولًا، قالوا: وما ذاكَ يا أبا عَبدِ اللَّهِ؟ قالَ: رُؤيا رَأَيتُها فِي المَنامِ، قالوا: وما هِيَ، قالَ: رَأَيتُ كِلاباً تَنهَشُني، أشَدُّها عَلَيَّ كَلبٌ أبقَعُ ٢٤٧
( كامل الزيارات: ص ١٥٧ ح ١٩٤، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٨٧ ح ٢٤).