گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ٤/ ١٨ نبرد ميان مسلم و نيروهاى ابن زياد و زخمى شدن مسلم
مسجد انصار ديدم. از هر كوچه كه مىگذشتند، گروهى سى يا چهل نفره باز مىگشتند. وقتى به بازار رسيدند- كه شبى تاريك بود- و وارد مسجد شدند، به ابن زياد گفته شد: جمعيت زيادى نمىبينيم و سر و صداى بسيارى نمىشنويم.
عبيد اللَّه دستور داد سقف را برداشتند و قنديلها را روشن كردند. ديدند كه جمعيت آنان، حدود پنجاه مرد است.
مسلم، وارد مسجد شد و بر منبر رفت و به مردم گفت: مردم هر ناحيه و قبيله، با هم جمع شوند.
مردم، چنين كردند و گروهى به نبرد با مسلم و يارانش به پا خاستند. مسلم، جراحتى سنگين برداشت و گروهى از يارانش كشته شدند و فرار كردند. مسلم از مسجد، خارج و وارد خانهاى از خانههاى قبيله كِنده شد.[١]
١٤٦. تاريخ الطبرى- به نقل از عيسى بن يزيد-: مختار بن ابى عُبَيد و عبد اللَّه بن حارث بن نوفل، به همراه مسلم، حركت كردند. مختار، با بيرقى سبز و عبد اللَّه با بيرقى سرخ و لباسهاى سرخ، حركت مىكردند. مختار، بيرقش را بر درِ خانه عمرو بن حُرَيث كوبيد و گفت: من آمدهام كه جلوى عمرو را بگيرم.
پسر اشعث و قَعقاع بن شَور و شَبَث بن رِبعى- در شبى كه مسلم به طرف قصر ابن زياد حركت كرد- با مسلم و يارانش نبردى سخت كردند. شَبَث گفت: منتظر شب باشيد. آنان پراكنده خواهند شد. و قَعقاع به وى گفت: تو جلوى راه مردم را گرفتهاى!
[١] أرسَلَ إلَيهِ[ أي إلى مُحَمَّدِ بنِ الأَشعَثِ] عُبَيدُ اللَّهِ بنُ زِيادٍ أن أعطِهِ الأَمانَ؛ فَإِنَّكَ لَن تَقدِرَ عَلَيهِ إلّا بِالأَمانِ. فَجَعَلَ مُحَمَّدُ بنُ الأَشعَثِ يَقولُ: وَيحَكَ يَابن عَقيلٍ! لا تَقتُل نَفسَكَ، لَكَ الأَمانُ، ومُسلِمُ بنُ عَقيلٍ يَقولُ: لا حاجَةَ إلى أمانِ الغَدَرَةِ، ثُمَّ جَعَلَ يُقاتِلُهُم وهُوَ يَقولُ:
|
أقسَمتُ لا اقتَلُ إلّا حُرّا |
ولَو وَجَدتُ المَوتَ كَأساً مُرّا |
|
|
أكرَه أن اخدَعَ أو اغَرّا |
كُلُّ امرِىءٍ يَوماً يُلاقي شَرّا |
|
أضرِبُكُم ولا أخافُ ضُرّا
-