گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٣ - ٤/ ١٩ نقشه ابن زياد براى پراكنده كردن مردم از اطراف مسلم
خاطر كمىِ همراهان و نيروهايش، نزد خود نگه داشت.
آن گروه، براى پراكنده ساختن مردم، بيرون رفتند. عبيد اللَّه به بزرگان و سرانى كه نزد او بودند، دستور داد از بالاى قصر، بر مردم، اشراف يابند و به فرمانبران، وعده نيكى دهند و اهل سركشى را بترسانند و آنان چنين كردند.[١]
١٤٩. الأخبار الطوال: عبيد اللَّه بن زياد به بزرگان كوفه كه نزد او بودند، گفت: هر يك از شما در يك جهت از برجهاى قصر برويد و از بالاى قصر، به مردم رو كنيد و آنان را بترسانيد.
كثير بن شهاب، محمّد بن اشعث، قَعْقاع بن شَور، شَبَث بن رِبعى، حَجّار بن ابجَر و شمر بن ذى الجوشن، هر يك [از جانبى] بر مردم اشراف يافت و فرياد زد: اى كوفيان! از خداوند، پروا كنيد و در فتنه [و بحران] شتاب مكنيد و اتّحاد امّت را بر هم مزنيد و لشكر شام را به سمت خود مكشانيد، كه شما [پيش از اين، آمدنِ] آنان را چشيده و صولت آنها را تجربه كردهايد![٢]
١٥٠. تذكرة الخواصّ: سران كوفيان، نزد ابن زياد بودند، كه به آنان گفت: برخيزيد و
[١] ر. ك: مروج الذهب: ج ٣ ص ٦٨ و تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٣٥٠.
[٢] واتِيَ[ مُسلِمٌ] بِبَغلَةٍ فَحُمِلَ عَلَيها، وَاجتَمَعوا حَولَهُ، وَانتَزَعوا سَيفَهُ مِن عُنُقِهِ، فَكَأَنَّهُ عِندَ ذلِكَ أيِسَ مِن نَفسِهِ، فَدَمَعَت عَيناهُ، ثُمَّ قالَ: هذا أوَّلُ الغَدرِ.
قالَ مُحَمَّدُ بنُ الأَشعَثِ: أرجو ألّا يَكونَ عَلَيكَ بَأسٌ.
قالَ: ما هُوَ إلّا الرَّجاءُ، أينَ أمانُكُم؟ إنّا للَّهِ وإنّا إلَيهِ راجِعونَ، وبَكى، فَقالَ لَهُ عَمرُو بنُ عُبَيدِ اللَّهِ بنِ عَبّاسٍ: إنَّ مَن يَطلُبُ مِثلَ الَّذي تَطلُبُ، إذا نَزَلَ بِهِ مِثلُ الَّذي نَزَلَ بِكَ لَم يَبكِ!
قالَ: إنّي وَاللَّهِ ما لِنَفسي أبكي، ولا لَها مِنَ القَتلِ أرثي، وإن كُنتُ لَم احِبَّ لَها طَرفَةَ عَينٍ تَلَفاً، ولكِن أبكي لِأَهلِيَ المُقبِلينَ إلَيَّ، أبكي لِحُسَينٍ وآلِ حُسَينٍ ١٧٠
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٣٧٤؛ الإرشاد: ج ٢ ص ٥٩).