دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨١ - سخنى در بر حق بودن امام على در تمام جنگها
سخنانى كه وضعشان چنين است، بايد آنها را پذيرفت و به آنها عمل كرد؛ چرا كه هر يك از آنها اگر سخنى ناصواب بود، امّت اسلامى از دانشمندى كه آن را رد كند و راويانش را تكذيب نمايد، تهى نبود. چنين سخنى از طعن و ايراد، مصون نمىمانْد و انگيزههاى ساختگى بودنش روشن مىگشت و نشانههاى خداوند سبحان بر بطلانش اقامه مىگرديد. بدين ترتيب، صحّت و سلامت اين دو حديث از تمام آنچه گفته شد، خود، دليلى روشن است بر ثابت بودن آنها چنان كه ما بيان كرديم.
از همين قبيل است روايت مستفيضى از پيامبر ٦ كه به اميرمؤمنان فرمود:
«تُقاتِلُ يا عَلِيُّ عَلى تَأويلِ القُرآنِ، كَما قاتَلتُ عَلى تَنزيلِهِ؛
اى على! تو براى تأويل قرآن مىجنگى، چنان كه من براى تنزيلش جنگيدم».[١] نيز اين سخن پيامبر ٦ خطاب به سهيل بن عمرو و همراهان او كه براى درخواست بازگرداندن بردگان به اسلام گرويده به مكّه، نزد پيامبر ٦ آمده بودند كه: «اى گروه قريش! [يا از اين كارها] دست بر مىداريد، يا اين كه خداوند، مردى را به سوى شما برمىانگيزد كه براى تأويل قرآن با شما بجنگد، چنان كه من براى تنزيلش با شما جنگيدم».
برخى از ياران پيامبر ٦ به او گفتند: اى پيامبر خدا! او كيست؟ آيا فلانى است؟
فرمود: «نه».
گفتند: پس فلانى است؟
فرمود: «نه؛ بلكه او همان وصله كننده كفش است كه اكنون درون اتاق است».
نگاه كردند و على ٧ را در اتاق يافتند كه كفش پيامبر خدا را وصله مىزد.[٢]
و از همين قبيل است سخن پيامبر ٦ به اميرمؤمنان كه: «تُقاتِلُ بَعدِي النّاكِثينَ
[١]. المسترشد: ص ٤٢٩ ح ١٤٢، كفاية الأثر: ص ٧٦، الإرشاد: ج ١ ص ١٢٣، كشف الغمّة: ج ١ ص ٣٣٦.
[٢]. الإفصاح: ص ١٣٥، مجمع البيان: ج ٣ ص ٣٢٢، تأويل الآيات الظاهرة: ج ١ ص ١٤٩ ح ٧.