گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩٦ - ٥/ ١٣ حرملة بن كاهل
پرتاب تير، طفل شيرخوار امام حسين عليه السلام را در آغوش پدر به شهادت رساند. وى قاتل عبد اللَّه بن حسن نيز معرفى شده است. او همچنين در شهادت عباس بن على عليه السلام نقش داشت و حامل سر ايشان به كوفه بود.
حرمله، بر اثر جنايتهايش به عقوبت دنيوى دچار شد و در پايان عمر نيز در قيام مختار، دستگير شد. به فرمان مختار، دست و پاى او را قطع كردند و سپس، او را در آتش سوازندند.
٧٤٠. الأمالى، طوسى- به نقل از مِنهال بن عمرو-: وقتى از مكّه بر مىگشتم، بر امام زين العابدين عليه السلام وارد شدم. به من فرمود: «اى مِنهال! حرملة بن كاهل اسدى، چه مىكند؟».
گفتم: او در كوفه زنده بود كه من آمدم.
امام عليه السلام دستانش را كامل بالا آورد و فرمود: «خداوندا! داغىِ آهن را بر او بچشان. خداوندا! داغىِ آهن را بر او بچشان. خداوندا! داغىِ آتش را بر او بچشان».
به كوفه آمدم. مختار، پيروز شد و امور را به دست گرفت، و او دوست من بود. من چند روزى در خانهام بودم تا اين كه رفت و آمدِ مردم، تمام شد. سوار بر مركب شدم و به سوى مختار رفتم. او را در بيرون خانهاش ديدم.
گفت: اى منهال! در دوران حكومت ما، پيش ما نيامدى و براى آن، به ما شادباش نگفتى و در آن با ما همكارى نكردى؟
به او اطّلاع دادم كه در مكّه بودم و اكنون آمدهام. با او قدم زديم و حرف زديم تا به كِناس (محلّه بنى اسد) رسيديم. مختار ايستاد، گويى كه در انتظار چيزى است. جاى حرملة بن كاهله، به مختار، اطّلاع داده شده بود و او كسى را در پى حرمله فرستاده بود. مدّتى نگذشت كه گروهى آمدند كه پا بر زمين مىكوبيدند و نيز گروهى كه مىدويدند، تا اين كه گفتند: اى امير! مژده باد كه حرملة بن كاهل، دستگير شد!
طولى نكشيد كه او را آوردند. وقتى مختار به حرمله نگاه كرد، گفت: ستايش، خداوندى راست كه تو را در دسترس قرار داد!