گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧٣ - ٣/ ٣ معاوية بن يزيد
مسلمانان و نخستين مؤمن بود. او پسر عموى فرستاده پروردگار جهانيان و پدر يادگاران خاتم پيامبران بود. او كارى با شما كرد كه مىدانيد و شما هم كارى با او كرديد كه منكرش نيستيد، تا اين كه مرگش فرا رسيد و در گرو عملش قرار گرفت.
سپس پدرم (يزيد) زمام امور را به دست گرفت، در حالى كه شايسته خلافت نبود. سوار بر مركب هوسش شد و اشتباه خود را نيكو به حساب آورد و اميدش را زياد كرد و آرزو، او را تباه ساخت و اجَلش كوتاه شد. پس [كم كم] توانش اندك شد و زمانش به پايان رسيد و در گورش قرار گرفت و گرفتار گناه و اسير جرمش شد».
آن گاه معاويه (پسر يزيد) گريست و گفت: «بزرگترين درد ما، اين است كه مىدانيم جايگاه او، بد و بازداشتگاهش، زشت است. او عترت پيامبر خدا را كشت و حرمت حرم را ريخت و كعبه را سوزاند. من، عهدهدار حكومت شما نيستم و زير بار نتايج كارتان هم نمىروم. خودتانيد و حكومت. به خدا سوگند، اگر دنيا غنيمت است، ما از آن، بهره بردهايم و اگر شر است، همين مقدار كه خاندان ابو سفيان به آن رسيدهاند، بسشان است!».[١]
[١] لَمّا بَعَثَ المُختارُ بِرَأسِ عُمَرَ بنِ سَعدٍ عَلَيهِ اللَّعنَةُ إلَيهِ، وقالَ: لا تُعلِم أحَداً ما مَعَكَ حَتّى يَضَعَ الغَداءَ.
فَدَخَلَ وقَد وُضِعَتِ المائِدَةُ، فَخَرَّ زَينُ العابِدينَ عليه السلام ساجِداً، وبَكى وأطالَ البُكاءَ، ثُمَّ جَلَسَ، فَقالَ: الحَمدُ للَّهِ الَّذي أدرَكَ لي بِثَأري قَبلَ وَفاتي ٧٣٥
( الدعوات: ص ١٦٢ ح ٤٤٩. نيز، ر. ك: العلل، ابن حنبل: ج ١ ص ١٣٣ ح ١١).