گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠ - فصل سوم ارزيابى سفر امام حسين عليه السلام به عراق و نهضت كوفه
در اين باره، چند پرسشْ مطرح است كه بايد به آنها پاسخ داد:
١. سؤال اوّل اين كه: آيا انتخاب كوفه به عنوان پايگاه قيام عليه حكومت يزيد، از نظر سياسى، كار صحيحى بوده است؟ آيا سياستمدار بزرگى مانند امام حسين عليه السلام، با در نظر گرفتن سوابق كوفيان در برخورد با پدر او و برادر بزرگترش، به وعده آنان در حمايت از وى در برابر حكومت بنى اميّه، اعتماد مىكند و كوفه را به عنوان پايگاه مركز نهضت بر ضدّ حاكميت، انتخاب مىنمايد؟
به بيان واضحتر، آيا امام عليه السلام آنچه را ديگران در مورد خطرناك بودن سفر به كوفه مىگفتند، نمىدانست؟ و نهايت، اين كه: آيا امام عليه السلام نمىدانست كه فضاى عمومى جانبدارى از او- كه قبل از آمدن ابن زياد به كوفه، در اين شهر حاكم بود-، جوّ كاذبى است؟
٢. آيا همه دعوت كنندگان از امام حسين عليه السلام، از شيعيان و پيروان اعتقادى و واقعىِ او بودند و چنان كه برخى پنداشتهاند،[١] وى فريب شيعيان خود را خورد كه به او، وعده يارى داده بودند؛ امّا نه تنها از او حمايت نكردند، بلكه به جنگ او برخاستند و با اين حساب، شيعه، خود، مقصّر اصلى در به وجود آمدن فاجعه عاشوراست؟ يا اين كه «شيعه» در آن دوران، مفهومى متفاوت با مفهومِ امروزى آن داشته است و كسانى كه امام حسين عليه السلام را تنها گذاشتند، شيعه سياسى و اجتماعى بودند، نه شيعه اعتقادى و حقيقى؟[٢]
٣. دلايل اقبال مردم كوفه به نهضت حسينى و پشت كردن به آن و به عبارت ديگر، عوامل شكست اين نهضت، چه بود؟
[١] مانند عبد اللَّه بن عبد العزيز، كه در كتابش( من قتل الحسين عليه السلام؟) مىگويد:« مردم كوفه به حسين عليه السلام، نامه نوشتند و از او درخواست كردند كه به كوفه برود؛ امّا طولى نكشيد كه فرستادهاش مسلم بن عقيل را تنها گذاشتند و به او نيرنگ زدند. آن گاه، نوبت حسين عليه السلام رسيد كه آنچه از آنان به مسلم رسيده بود، به او نيز برسد. همچنين تنها حسين عليه السلام نبود كه شيعيان به او نيرنگ زدند؛ بلكه پيشتر، به پدر و برادرش و پس از او به ديگر امامان اهل بيت- كه خدا از آنان خشنود باد- نيز نيرنگ زدند»( من قتل الحسين عليه السلام: ص ١١٨). البته اين پندار، به تفصيل، پاسخ داده شده است. در اين باره، ر. ك: مَن هم قَتَلة الحسين عليه السلام، سيّد على حسينى ميلانى؛ بازتاب تفكّر عثمانى در واقعه كربلا، محمّدرضا هدايت پناه.
[٢] برخى محقّقان، براى اين گونه از تشيّع، اصطلاح« تشيّع كوفى» را به كار بردهاند( ر. ك: تاريخ تشيّع در ايران، رسول جعفريان).