گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢٠ - ٤/ ١٢ - ١ نجف، كنار قبر امير مؤمنان عليه السلام
رسيديم. امام عليه السلام و اسماعيل، فرود آمدند و من نيز با آن دو، فرود آمدم. امام عليه السلام نماز خواند و اسماعيل، نماز خواند و من نيز نماز خواندم.
امام عليه السلام به اسماعيل فرمود: «برخيز و بر جدّت حسين عليه السلام، سلام بده».
گفتم: فدايت شوم! آيا حسين در كربلا نيست؟
فرمود: «چرا؛ امّا هنگامى كه سرش را به شام بردند، يكى از وابستگان ما، آن را ربود و در كنار امير مؤمنان عليه السلام به خاك سپرد».[١]
٥٧٨. تهذيب الأحكام- به نقل از عبد اللَّه بن طلحه نَهْدى-: بر امام صادق عليه السلام در آمدم. امام عليه السلام سخنى گفت و ما نيز با او سخن گفتيم و با ايشان رفتيم تا به نجف رسيديم. امام عليه السلام به جايى رفت و نماز خواند و سپس به اسماعيل [فرزندش] فرمود: «برخيز و نزد سر پدرت حسين عليه السلام نماز بخوان».
من گفتم: مگر سر حسين عليه السلام را به شام نبردند؟
فرمود: «چرا؛ امّا فلان وابسته ما آن را ربود و آورد و اين جا به خاك سپرد».[٢]
٥٧٩. الكافى- به نقل از ابان بن تَغلِب-: با امام صادق عليه السلام بودم كه بر پشت كوفه گذشت و فرود آمد و دو ركعت نماز خواند. سپس اندكى جلو رفت و دو ركعت نماز خواند. سپس اندكى راه رفت و فرود آمد و دو ركعت نماز خواند و آن گاه فرمود: «اين جا،
[١] ر. ك: ص ٧٢٣( مدينه).
[٢] ر. ك: ص ٧٢٤( مصر).