گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٨ - دو نكته
گفتنى است كه مشابه اين مطلب، در كتاب مدينة المَعاجز (ج ٤ ص ٢١٥) نيز آمده كه ما به دليل معتبر نبودن منبع گزارش، آن را در متن نياورديم. همچنين، در باره عروسى قاسم (!) و مصائب او، مطالبى در روضة الشهدا (ص ٣٢١- ٣٢٩) و المنتخب طُرَيحى (ص ٣٦٥) و برخى كتابهاى ديگر آمده است كه صحيح و قابل استناد نيستند.[١]
٢. آيا قاسم، زيرِ دست و پاى اسبها مانده است؟
در چگونگى به شهادت رسيدن قاسم، آمده است:
قاسم، پس از ضربت خوردن و فرو افتادن [از اسب]، عمويش را صدا زد و حسين عليه السلام به سرعت، خود را به او رسانْد و كشنده قاسم را با شمشير، هدف قرار داد و دستش را قطع كرد. لشكر دشمن هم براى نجات آن فرد، هجوم آوردند.
بر اساس كتب مقاتل كهن و مشهور، در اين هجوم، به شهادت رساننده قاسم، زير دست و پاى لشكر قرار گرفت و هلاك شد؛ امّا در برخى كتب متأخّر و به تبع آن، در افواه، مطرح شده كه قاسم، زيرِ دست و پاى لشكريان، كشته شد. به نظر مىرسد منشأ اين اشتباه، بحار الأنوار باشد و پس از آن، به كتابهايى چون: ناسخ التواريخ، مخزن البكاء، مهيّج الأحزان و أسرار الشهادات، راه يافته است. در متن بحار الأنوار، آمده است:
سپاه كوفه، هجوم بردند تا عمرو (كشنده قاسم) را از دست حسين عليه السلام نجات دهند. پس اسبها با سينههايشان به سوى او تاختند و با سمهايشان، او را زخمى و پايمال كردند و آن نوجوان، كشته شد. هنگامى كه غبار جنگ، فرو نشست، ناگهان ديدند كه حسين عليه السلام بر سرِ آن جوان، ايستاده و او در حال دست و پا زدن است[٢].
اينك به پانوشتى كه محقّق محترم بحار الأنوار، براى جمله «حتّى مات الغلام (تا آن كه آن جوان، كشته شد)» آورده، بنگريد:
[١] كامل الزيارات: ص ٢١٤ ح ٣٠٧، بحار الأنوار: ج ٤٦ ص ١١٠ ح ٤.
[٢] در تنقيح المقال( ج ٢ ص ٢١٧) آمده:« چهارده سال داشت» كه بعيد است نوجوان چهارده ساله، جزء اوّلين مبارزان باشد.