گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٤ - ٣/ ٢٨ عمرو بن قرظه انصارى
عمرو، هنگام نبرد، عاشقانه با دشمن جنگيد و در آخرين ديدارش با امام عليه السلام، در حالى كه به شدّتْ زخمى شده بود، به ايشان گفت: [به پيمانم] وفا كردم؟
امام عليه السلام پاسخ داد:
نَعَم، أنتَ أمامى فِى الجَنَّةِ، فَاقرَأ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله عَنِّى السَّلامَ وأعلِمهُ أنّى فِى الأَثَرِ[١].
آرى. تو در بهشت، پيشِ روى من هستى. به پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، از جانب من، سلام برسان و به ايشان بگو كه من هم در پى [تو] مىآيم.
سپس جنگيد تا به شهادت رسيد؛ امّا فرزند ديگر قَرَظه، يعنى على بن قَرَظه- كه نقطه مقابل عمرو بود-، وقتى ديد كه برادرش كشته شد، فرياد زد: اى حسين! اى دروغگو، پسر دروغگو! برادرم را گمراه ساختى و فريفتى تا اين كه او را به كُشتن دادى.
امام عليه السلام فرمود:
إنَّ اللَّهَ لَم يُضِلَّ أخاكَ، ولكِنَّهُ هَدى أخاكَ وأضَلَّكَ.
خداوند، برادرت را گمراه نكرد؛ بلكه برادرت را هدايت ساخت و تو را گمراه كرد.
على بن قَرَظه، در نهايت بىشرمى گفت:
خدا مرا بكُشد، اگر تو را نكُشم يا در راه [كشتن] تو نميرم!
اين جمله را گفت و به امام عليه السلام، حملهور شد كه نافِع بن هِلال، راه را بر او بست و با نيزه، او را نقشِ بر زمين كرد.[٢]
در زيارتهاى «رجبيّه» و «ناحيه مقدّسه» آمده:
السَّلامُ عَلى عَمرِو بنِ قَرَظَةَ الأَنصارِىِ[٣]
[١] فَلَمّا لَم يَبقَ مَعَهُ إلّا أهلُ بَيتِهِ، خَرَجَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام- وكانَ مِن أصبَحِ النّاسِ وَجهاً، وأحسَنِهِم خُلُقاً-
[٢] آل عمران: آيه ٣٣ و ٣٤.
[٣] فَتَقَدَّمَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ- وامُّهُ لَيلى بِنتُ أبي مُرَّةَ بنِ عُروَةَ بنِ مَسعودٍ الثَّقَفِيِّ- وهُوَ يَومَئِذٍ ابنُ ثمانَ عَشرَةَ سَنَةً، فَلَمّا رَآهُ الحُسَينُ عليه السلام رَفَعَ شَيبَتَهُ نَحوَ السَّماءِ، وقالَ:
اللَّهُمَّ اشهَد عَلى هؤُلاءِ القَومِ، فَقَد بَرَزَ إلَيهِم غُلامٌ أشبَهُ النّاسِ خَلقاً وخُلُقاً ومَنطِقاً بِرَسولِكَ مُحَمَّدٍ صلى اللَّه عليه و آله، كُنّا إذَا اشتَقنا إلى وَجهِ رَسولِكَ نَظَرنا إلى وَجهِهِ، اللَّهُمَّ فَامنَعهُم بَرَكاتِ الأَرضِ، وإن مَنَعتَهُم فَفَرِّقهُم تَفريقاً، ومَزِّقهُم تَمزيقاً، وَاجعَلهُم طَرائِقَ قِدَداً، ولا تُرضِ الوُلاةَ عَنهُم أبَداً؛ فَإِنَّهُم دَعَونا لِيَنصُرونا ثُمَّ عَدَوا عَلَينا يُقاتِلُونّا ويَقتُلُونّا.-