گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٢ - ١/ ١٨ پاسخ خانواده و ياران امام عليه السلام
كشته شوم، امّا خدا با من، [مرگ را] از شما اهل بيت، دور بگردانَد.
امام عليه السلام به او و يارانش فرمود: «جزاى خير ببينيد!».[١]
٣٠٢. مقاتل الطالبيّين- به نقل از عُتْبة بن سمعان كَلْبى-: حسين عليه السلام ميان يارانش به سخن ايستاد و گفت: «خدايا! تو مىدانى كه من، نه يارانى بهتر از ياران خود مىشناسم، و نه خاندانى بهتر از خاندان خود. خداوند، به شما جزاى خير دهد كه يارى و همكارى كرديد! اين قوم، جز مرا نمىخواهند؛ و اگر مرا بكُشند، كسى جز مرا نمىجويند. چون شب، شما را فرا گرفت، در سياهى آن، پراكنده شويد و خود را نجات دهيد».
عبّاس بن على عليه السلام، برادر حسين، و على [اكبر]، فرزندش و فرزندان عقيل، به پا خاستند و به ايشان گفتند: پناه بر خدا و سوگند به اين ماه حرام! چون باز گشتيم، به مردم چه بگوييم؟ بگوييم: سَرور و فرزند سَرور و تكيهگاهمان را رها كرديم و او را هدف تيرها، حلقهاى براى پرتاب نيزهها و قربانىاى براى درندگان كرديم و از سرِ رغبت به دنيا گريختيم؟! پناه بر خدا! بلكه ما با تو زندهايم و با تو مىميريم.
[١] در كتاب الإمام الحسين عليه السلام و أصحابه( ج ١ ص ٢٦٠) آمده:« برخى از موّرخان معاصر، به نوره كشيدن و روغن ماليدن[ امام حسين عليه السلام و برخى يارانش]، با نبودِ آب در شب عاشورا يا تاسوعا، ايراد گرفته و گفتهاند كه نورهكشى و روغنمالى، جز با آب، ممكن نيست».
سپس به اين اشكال، پاسخ داده كه نتيجه آن، چنين است:« مىتوان ذرّات نوره را به گونهاى استفاده كرد كه موها[ ى زايد] را از بين ببرد و در عين حال،[ بدن را] نسوزانَد، و به آب هم نياز نباشد.
آنچه آمده، هر چند ممكن و بلكه شدنى است، همان گونه كه در علم تركيب ديدهايم كه آميختن ماده خشكى مانند نمك با مادّه خشك ديگرى مانند زاج، رطوبت توليد مىكند؛ بلكه به اصطلاحِ آنها، همانند خمير مىشود، بلكه تركيب جيوه و نِشادُر و آرسنيك، زمين را بى آن كه آب و آتشى در كار باشد، ذوب و مايع مىكند؛ بلكه ديدهايم كه تركيب مقدارى شوره( آزتات پتاس) و پَرِ سياوشان( سُنبل) و عرق گوگرد، بدون حرارت و آتش، خود به خود، توليد آتش مىكند و همانند آتش، شعلهور مىشود، و امثال اينها فراوان اند. احتمال هم دارد كه مُشك در تركيب شدن با نوره، مايع شود.
امّا آنچه مشكل را آسان مىكند، اين است كه در شب عاشورا، هر چند آب براى خوردن نبوده، امّا ظاهراً آب چاه غيرِ آشاميدنى براى كارهاى ديگر، وجود داشته است و بلكه احتمال دارد كه آب مناسب براى آشاميدن هم بوده است، چنان گفته شد كه امام حسين عليه السلام، پسرش على اكبر را براى آوردن آب فرستاد».
نكته ديگرى را نيز مىتوان به اين سخنان افزود: متونى كه اين ماجرا را نقل كردهاند، نوره ماليدن را تنها به امام حسين عليه السلام و دو، سه نفر از يارانش نسبت دادهاند، نه همه ياران امام. بنا بر اين، به آب چندانى نياز نبوده است.