گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦١ - ٧/ ١٥ نامه امام عليه السلام به مردم كوفه و شهادت فرستاده امام عليه السلام
مسلم بن عقيل، ٢٧ روز پيش از آن كه كشته شود، براى حسين عليه السلام نوشته بود: «امّا بعد، راهنما، به كسان خود، دروغ نمىگويد. جماعت مردم كوفه، با شمايند. هنگامى كه نامه مرا خواندى، حركت كن. درود بر تو باد!».
حسين عليه السلام همراه با كودكان و زنان، رهسپار شد و همچنان آمد و توقّف نمىكرد. قيس بن مُسهِر صَيداوى، با نامه حسين عليه السلام به سوى كوفه آمد تا به قادسيّه رسيد. حُصَين بن نُمَير، او را دستگير كرد و نزد عبيد اللَّه فرستاد. عبيد اللَّه بن زياد گفت: بالاى قصر برو و دروغگوى زاده دروغگو را نفرين كن.
وى، بالا رفت و گفت: اى مردم! اينك حسين بن على، بهترين آفريده خدا، فرزند فاطمه دختر پيامبر خدا، مىرسد. من، فرستاده او به سوى شمايم و در منزلگاه حاجِر، از او جدا شدم. به او پاسخ مثبت دهيد.
آن گاه، عبيد اللَّه و پدرش را نفرين كرد و براى على بن ابى طالب، آمرزش خواست.
عبيد اللَّه بن زياد، دستور داد او را از فراز قصر به زير افكنند، كه بيفكندند و در هم شكست و در گذشت.[١]
[١] قامَ حُسَينٌ عليه السلام بِذي حُسُمٍ، فَحَمِدَ اللَّهَ وأثنى عَلَيهِ ثُمَّ قالَ: إنَّهُ قَد نَزَلَ مِنَ الأَمرِ ما قَد تَرَونَ، وإنَّ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت وتَنَكَّرَت، وأدبَرَ مَعروفُها وَاستَمَرَّت جِدّاً، فَلَم يَبقَ مِنها إلّا صُبابةٌ كَصُبابَةِ الإِناءِ، وخَسيسُ عَيشٍ كَالمَرعى الوَبيلِ. ألا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ، وأنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ! لِيَرغَبِ المُؤمِنُ في لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً؛ فَإِنّي لا أرى المَوتَ إلّا شَهادَةً، ولا الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلّا بَرَماً.
قالَ: فَقامَ زُهَيرُ بنُ القَينِ البَجَلِيُّ فَقالَ لِأَصحابِهِ: تَكَلَّمونَ أم أتَكَلَّمُ؟ قالوا: لا، بل تَكَلَّم، فَحَمِدَ اللَّهَ فَأَثنى عَلَيهِ ثُمَّ قالَ: قَد سَمِعنا- هَداكَ اللَّهُ يَابنَ رَسولِ اللَّهِ- مَقالَتَكَ، وَاللَّهِ لَو كانَتِ الدُّنيا لَنا باقِيَةً وكُنّا فيها مُخَلَّدينَ، إلّا أنَّ فِراقَها في نَصرِكَ ومُواساتِكَ، لَآثَرنَا الخُروجَ مَعَكَ عَلَى الإِقامَةِ فيها. قالَ: فَدَعا لَهُ الحُسَينُ عليه السلام ثُمَّ قالَ لَهُ خَيراً ٢٥٢
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٤٠٣؛ مثير الأحزان: ص ٤٤).