گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥ - ٤/ ١ گزارشهايى در باره رخدادها در مسير كوفه
سرزمينى است كه تنگه بطن خُبَيت ناميده مىشود. من، اين رخداد را نشانه بدشگونى اين سفر مىدانم. اگر مرا معذور بدارى و ديگرى را به جاى من به كوفه بفرستى [، بهتر است]. والسلام!».
حسين عليه السلام جواب او را چنين نوشت: «اميدوارم كه ترس، تو را وادار به نوشتن استعفانامه نكرده باشد. به آن سَمتى كه تو را روانه ساختم، حركت كن. درود بر تو باد!».
مسلم، چون نامه را خواند، گفت: اين [نامه نوشتن]، به خاطر ترس بر جانم نبود. پس به مسير ادامه داد تا به آبگاهى از قبيله طى رسيد. در آن جا فرود آمد و سپس از آن جا بار بست. او مردى را ديد كه شكار مىكرد. شكارچى به سوى آهويى تير انداخت و او را كشت. مسلم گفت: دشمن ما نيز كشته خواهد شد، به خواست خدا.[١]
[١] لَمّا أصبَحَ[ ابنُ زِيادٍ] قامَ خاطِباً، وعَلَيهِم عاتِباً، ولِرُؤَسائِهِم مُؤَنِّباً ولِأَهلِ الشِّقاقِ مُعاتِباً، ووَعَدَهُم بِالإِحسانِ عَلى لُزومِ طاعَتِهِ، وبِالإِساءَةِ عَلى مَعصِيَتِهِ وَالخُروجِ عَن حَوزَتِهِ.
ثُمَّ قالَ: يا أهلَ الكوفَةِ! إنَّ أميرَ المُؤمِنينَ يَزيدُ وَلّاني بَلَدَكُم، وَاستَعمَلَني عَلى مِصرِكُم، وأمَرَني بِقِسمَةِ فَيئِكُم بَينَكُم، وإنصافِ مَظلومِكُم مِن ظالِمِكُم، وأخذِ الحَقِّ لِضَعيفِكُم مِن قَوِيِّكُم، وَالإِحسانِ إلَى السّامِعِ المُطيعِ، وَالتَّشديدِ عَلَى المُريبِ، فَأَبلِغوا هذَا الرَّجُلَ الهاشِمِيَّ مَقالَتي، لِيَتَّقِيَ غَضَبي. ونَزَلَ.
يَعني بِالهاشِمِيِّ: مُسلِمَ بنَ عَقيلٍ ١٢٧
( مثير الأحزان: ص ٣٠، بحار الأنوار: ج ٤٤ ص ٣٤٠).