گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٧ - ٣/ ٢ نامه كوفيان به امام و دعوت او به قيام
حسين عليه السلام هنوز آن روز را به پايان نرسانده بود كه بِشر بن مُسهِر صيداوى و عبد الرحمان بن عُبَيد ارحَبى بر ايشان وارد شدند و به همراه آنان، پنجاه نامه از بزرگان كوفه و رؤساى قبايل بود و هر نامه از سوى دو، سه و يا چهار نفر و بيشتر بود.
چون روز ديگر شد، هانى بن هانىِ سبيعى و سعيد بن عبد اللَّه خَثعَمى رسيدند كه به همراه آنان نيز پنجاه نامه بود.
چون شب شد، سعيد بن عبد اللَّه ثقفى وارد شد و به همراه او يك نامه از سوى شَبَث بن رِبِعى، حَجّار بن ابجَر، يزيد بن حارث، عَزرَة بن قيس، عمرو بن حَجّاج و محمّد بن عُمَير بن عُطارِد بود. اينان، رؤساى كوفيان بودند.
در اين روزها نامههاى كوفيان، پى در پى مىرسيد و نامهها به اندازه دو خورجين شد.[١]
١٠٤. تاريخ اليعقوبى: حسين عليه السلام به مكّه رفت و چند روز از اقامتش در مكّه گذشت كه مردم عراق برايش نامه نوشتند و نمايندگان پى در پى به سويش روانه كردند، و آخرين نامهاى كه به ايشان رسيد، نامهاى بود كه هانى بن ابى هانى و سعيد بن عبد اللَّه خثعمى
[١] لَمَّا اجتَمَعَتِ الكُتُبُ عِندَ يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ، دَعا بِغُلامِ أبيهِ- وكانَ اسمُهُ سَرجونَ- فَقالَ: يا سَرجونُ، مَا الَّذي عِندَكَ في أهلِ الكوفَةِ، فَقَد قَدِمَ مُسلِمُ بنُ عَقيلٍ، وقَد بايَعَهُ التُّرابِيَّةُ لِلحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ؟
فَقالَ لَهُ سَرجونُ: أتَقبَلُ مِنّي ما اشيرُ بِهِ عَلَيكَ؟ فَقالَ يَزيدُ: قُل حَتّى أسمَعَ، فَقالَ: اشيرُ عَلَيكَ أن تَكتُبَ إلى عُبَيدِ اللَّهِ بنِ زِيادٍ؛ فَإِنَّهُ أميرُ البَصرَةِ، فَتَجعَلَ لَهُ الكوفَةَ زِيادَةً في عَمَلِهِ، حَتّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَقدَمُ الكوفَةَ فَيَكفيكَ أمرَهُم. فَقالَ يَزيدُ: هذا لَعَمري هُوَ الرَّأيُ! ١٢١
( الفتوح: ج ٥ ص ٣٦).