گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥٩ - ١/ ١٠ عبد الله بن عمرو بن عاص
ابن عمر گفت: اين را ببنيد كه از خون پشه مىپرسد، در حالى كه اينان، پسر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را كشتند. من از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: «حسن و حسين، دو دسته گل من از دنيايند».[١]
١/ ١٠ عبد اللَّه بن عمرو بن عاص[٢]
٦٩٤. سير أعلام النبلاء- به نقل از ابن خَيثَم-: عبيد بن سعيد گفت كه با عبد اللَّه بن عمرو، وارد مسجد الحرام شدند. هنگامى كه سپاه حُصَين بن نُمَير باز مىگشت، كعبه در حال سوختن و سنگهاى كعبه در حال فرو ريختن بود. عبد اللَّه ايستاد و گريست، تا جايى كه ديدم اشكهايش بر گونههايش جارى مىشود.
سپس گفت: هان- اى مردم- به خدا سوگند، اگر ابو هُرَيره به شما خبر مىداد كه شما كُشندگان پسر پيامبرتان و سوزانندگان خانه پروردگارتان هستيد، مىگفتيد: «كسى دروغگوتر از ابو هُرَيره وجود ندارد»؛ ولى شما چنين كرديد. پس در انتظار عذاب خدا باشيد. بر شما جامه تفرقه خواهد پوشانْد و عذاب برخى از شما را به برخى ديگر خواهد چشانْد.[٣]
[١] ر. ك: ص ٨٨٧.
[٢] كانَ شِمرٌ يُصَلّي مَعَنا، ثُمَّ يَقولُ: اللَّهُمَّ إنَّكَ تَعلَمُ أنّي شَريفٌ، فَاغفِر لي.
قُلتُ: كَيفَ يَغفِرُ اللَّهُ لَكَ وقَد أعَنتَ عَلى قَتلِ ابنِ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله؟
قالَ: وَيحَكَ! فَكَيفَ نَصنَعُ؟ إنَّ امَراءَنا هؤُلاءِ أمَرونا بِأَمرٍ فَلَم نُخالِفهُم، ولَو خالَفناهُم كُنّا شَرّاً مِن هذِهِ الحُمُرِ السُّقاةِ.
قُلتُ: إنَّ هذا لَعُذرٌ قَبيحٌ، فَإِنَّمَا الطّاعَةُ فِي المَعروفِ ٧٠٩
( ميزان الاعتدال: ج ٢ ص ٢٨٠ ش ٣٧٤٢).
[٣] ابو عبد القدّوس شَبَث بن رِبعى تميمى يربوعى كوفى، از شخصيتهاى بسيار بىثبات در تاريخ اسلام است. او اذانگوى سجّاح( مدّعى نبوّت) شد و سپس به اسلام باز گشت و از ياران امام على عليه السلام و از فرماندهان سپاه ايشان در جنگ صفّين بود. پس از ماجراى حكميت، از خوارج و از فرماندهان سپاه آنان گرديد. بعد، از آنها هم جدا شد و در جنگ نهروان به سپاه امام عليه السلام پيوست. وى از نويسندگان نامه به امام حسين عليه السلام و درخواست كننده رفتن ايشان به كوفه بود؛ ولى از مخالفان ايشان شد و با ايشان جنگيد. سپس در ركاب مختار از خونخواهان امام حسين عليه السلام شد و بعد، در قتل مختار، شركت كرد. وى در حدود سال ٧٠ يا ٨٠ ق، در كوفه مرد.