گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠٧ - ٧/ ١٦ ديدار منهال با امام زين العابدين عليه السلام و احوالپرسى او از ايشان
خدا تو را به سامان بدارد! چگونه صبح كردى؟
فرمود: «من، تو را بزرگى از اهالى شهر مىدانستم و مانند تويى نمىداند كه ما چگونه صبح كردهايم؟! امّا حالا كه خوب نمىدانى، يا [هيچ] نمىدانى، به تو مىگويم. ما در ميان قوم خود، مانند بنى اسرائيل در ميان فرعونيان- كه پسرانشان را مىكُشتند و زنانشان را زنده مىگذاشتند- صبح كرديم و بر بزرگ و سَرور ما (على بن ابى طالب عليه السلام) براى تقرّب جستن به دشمنمان، بر منبرها، دشنام و ناسزا نثار مىشود.
قريش، خود را برتر از عربمىشمرد كهمحمّد صلى اللَّه عليه و آله از آنهاستو هيچ برترىاى جز همين، براى آنانْ بر شمرده نمىشود و عرب هم اين را از ايشان مىپذيرد، و عرب، خود را برتر از عجم مىشناسد كه محمّد صلى اللَّه عليه و آله از آنهاست، و برترىاى جز همان، براى آنها شمرده نمىشود و عجم هم آن را از ايشان مىپذيرد. پس اگر عرب راست مىگويد كه بر عجم فضيلت دارد و قريش راست مىگويد كه بر عرب، برترى دارد- زيرا كه محمّد از آنهاست-، ما خاندانِ او هم بر قريش، برترى داريم؛ زيرا محمّد صلى اللَّه عليه و آله از ماست. پس آنان به وسيله حقّ ما، خود را برتر مىبينند؛ ولى حقّ خودِ ما را پاس نمىدارند. اگر نمىدانى چگونه صبح كرديم، [بِدان كه] اين گونه صبح كرديم».
چنين پنداشتم كه على بن الحسين عليه السلام مىخواست اين سخن را به هر كه در خانه بود، بشنوانَد.[١]
[١] تاريخ پايان تأليف اين كتاب، ١٣٤٩ قمرى است.