گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩٦ - ٧/ ١٠ سخنرانى زينب عليها السلام در مجلس يزيد
گوشت ما آب افتاده است، و آن پيكرهاى پاك و پاكيزه را گرگها دهان مىزنند و بقيّهاش را كفتارهاى ماده مىخورند.
اگر ما را غنيمت بگيرى، به زودى خسارت مىبينى، آن هنگام كه چيزى جز دستاوردهاى پيشفرستِ خود، چيزى نمىيابى «و خدايت، بر بندگان، ستمكار نيست»[١]. شِكوه به خداست و تكيه بر هموست.
حيلهات را به كار ببند، تلاشت را بكن و همه توانت را به كار گير؛ امّا به خدا سوگند، نخواهى توانست ياد ما را [از خاطرها] پاك كنى و وحىِ ما را بميرانى، و مهلت ما را در نمىيابى و ننگت شُسته نمىشود. آيا انديشهات جز دروغ و سستى، و روزگارت جز روزهايى شمردنى و جمعت جز پريشانى است، آن روز كه منادى ندا مىدهد: «هان! لعنت خدا بر ستمكاران باد»[٢]؟!
ستايش، ويژه خدايى است كه آغازِ ما را سعادت و مغفرت، و فرجامِ ما را شهادت و رحمت، قرار داد! از خدا مىخواهيم كه پاداش آنان را كامل كند و افزون هم بدهد و جانشين خوبى در نبودِ آنها براى ما باشد، كه او بخشنده و مهربان است و «خدا، ما را بس است و او خوبْ وكيلى است!»[٣].[٤]
[١] مِنديل برگرفت: دستمال را برداشت.
[٢] روضة الشهدا: ص ٣٨٩.
[٣] دَيبَق: ديبا؛ حرير.
[٤] المنتخب، طريحى: ص ١٣٦.