گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٧٩ - ٧/ ٤ گفتگوى امام زين العابدين عليه السلام و پيرمرد شامى
آن گاه، از دشنامگويى به آنان، چيزى فرو ننهاد. هنگامى كه سخنش به پايان رسيد، على بن الحسين (زين العابدين عليه السلام) به او فرمود: «آيا كتاب خداى عزّوجلّ را خواندهاى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آيا اين آيه را خواندهاى: «بگو: بر آن (رسالت)، اجرى از شما نمىطلبم، جز دوستى با نزديكانم»؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آنان، ما هستيم».
سپس فرمود: «آيا خواندهاى: «و حقّ نزديكان را به آنها بده»؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آنان، ما هستيم».
[سپس] فرمود: «آيا اين آيه را خواندهاى: «خداوند، اراده آن دارد كه آلودگى را تنها از شما اهل بيت بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند»؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آنان، ما هستيم».
مرد شامى، دستش را به سوى آسمان، بالا برد و آن گاه سه بار گفت: خدايا! من توبه مىكنم.
[سپس گفت:] خدايا! من از دشمن خاندان محمّد، به سوى تو بيزارى مىجويم و نيز از قاتلان اهل بيتِ محمّد. من قرآن را خوانده بودم؛ امّا تا امروز، به اين، پى نبرده بودم.[١]
[١] سوره آل عمران: آيه ١٦٩.