گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥٤ - ٦/ ١٢ ايستادگى عبد الله بن عفيف در برابر ابن زياد و به شهادت رسيدنش
پاسبانها بر او پريدند و او را گرفتند. عبد اللَّه، شعار قبيله ازْد را سر داد: اى آمُرزيده (يا مَبرورُ)!
عبد الرحمان بن مِخنَف ازْدى، نشسته بود. گفت: واى بر تو! خودت و قومت را تباه كردى.
در آن روز، هفتصد جنگجو از قبيله ازْد در كوفه بودند. جوانانى از ازْد به سوى او جستند و او را از دست پاسبانان در آوردند و به خانوادهاش سپردند.
عبيد اللَّه بن زياد، كسى را به دنبال او فرستاد. او را كُشت و فرمان داد تا او را در جايگاه خاكروبهها به صليب كشند و او را آن جا به صليب كشيدند.[١]
٦١٤. الإرشاد: ابن زياد، به مسجد آمد و از منبر، بالا رفت و گفت: ستايش، خدايى را كه حق و اهلش را چيره كرد و امير مؤمنان يزيد و حزبش را يارى داد، و دروغگو پسر دروغگو و پيروانش را كشت!
عبد اللَّه بن عفيف ازْدى- كه از پيروان امير مؤمنان عليه السلام بود-، جلوى او برخاست و
[١] مقتل الحسين عليه السلام المنسوب إلى أبى مخنف: ص ١٨٠.