گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٣٨ - ٦/ ٤ سخنرانى زينب عليها السلام در ميان كوفيان
٦/ ٤ سخنرانى زينب عليها السلام در ميان كوفيان
٦٠٢. الأمالى، مفيد- به نقل از حَذلَم بن ستير-: زينب دختر على عليه السلام را ديدم و زن باحيايى سخنورتر از او نديدهام، و گويى از زبان [پدرش] امير مؤمنان عليه السلام سخن مىگفت.
او در آغاز به مردم اشاره كرد كه: «ساكت شويد».
نَفَسها در سينهها حبس شدند و آواها فرو خفتند. زينب عليها السلام گفت: «ستايش، خدا راست و بر پدرم پيامبر خدا، درود! امّا بعد، اى كوفيان و اى دغلكاران بىوفا! اشكتان، هرگز خشك مباد! و نالهتان هيچگاه فروخفته مباد! مَثَل شما، «مَثَل زنى است كه رشته تابيده [به دست خويش] را پس از محكم كردن، از هم مىگسست. سوگندهايتان را دستاويز فريب يكديگر قرار مىدهيد»[١].
هان! آيا جز لافْزنانِ گزافهگو و سينههاى كينهجو ميان شما هست؟ به گاهِ ديدار، نرم، و در برابر دشمن، ناتوان، و شكننده پيمان و تباه كننده تعهّديد. چه بد چيزى براى خود، پيش فرستادهايد كه موجب خشم خدا بر شما و عذاب هميشگى مىشود!
گريه مىكنيد؟! آرى به خدا سوگند، بايد فراوان بگِرييد و كم بخنديد، كه به ننگ و عار آن رسيدهايد و هرگز از آلودگى آن، پاكيزه نخواهيد شد. نگين مُهر پيامبرى و سَرور جوانان بهشتى، پناهگاه نيكوكارانتان و جانپناه پيشامدهايتان و نشانه روشن راهتان و نردبان پيروزىتان را تنها گذاشتيد و او را كشتيد.
چه بد بارى را بر دوش مىكشيد! سرنگون و نگونسار باشيد، كه تلاشتان ناكام و دستانتان خالى ماند و بازى را باختيد و در خشم خدا، خانه كرديد و مُهر خوارى و درماندگى بر پيشانىتان زده شد!
[١] فَانطَلَقَ غُلامانِ مِنهُم لِعَبدِ اللَّهِ بنِ جَعفَرٍ- أوِ ابنِ ابنِ جَعفَرٍ فَأَتَيا رَجُلًا مِن طَيِّئٍ فَلَجَآ إلَيهِ فَضَرَبَ أعناقَهُما وجاءَ بِرُؤوسِهِما حَتّى وَضَعَهُما بَينَ يَدَيِ ابنِ زِيادٍ، قالَ فَهَمَّ بِضَربِ عُنُقِهِ وأمَرَ بِدارِهِ فَهُدِّمَت ٦٢٠
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٣٩٣، بغية الطلب فى تاريخ حلب: ج ٦ ص ٢٦٣٩).