گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩١ - ٢/ ١٢ خشك شدن درخت ام معبد
سى سال بعد، از پايين تا بالاى آن را خار گرفت و ميوهاش ريخت و سرسبزىاش رفت. آن گاه بود كه ما از شهادت امير مؤمنان على عليه السلام آگاه شديم و پس از آن، ديگر ميوه نداد و ما تنها از برگش بهره مىبرديم.
روزى برخاستيم و ديديم از ساقهاش خون تازه تراويده و برگهايش پژمرده شده است. در بيم و هراس بوديم كه ناگاه، خبر شهادت حسين عليه السلام به ما رسيد و در پىِ آن، درخت، خشك شد و از ميان رفت.[١]
٥٣٢. الخرائج و الجرائح: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رفت تا در خيمه امّ مَعبد فرود آمد. [پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و همراهانش] خواستند كه امّ معبد، مهمانشان كند. امّ معبد گفت: الآن، چيزى آماده ندارم.
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به گوسفندى در كنار خيمه كه به خاطر بدحالى، از گلّه جا مانده بود، نگريست و گفت: «اجازه مىدهى آن را بدوشم؟».
گفت: آرى؛ ولى چيزى ندارد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دست بر پشت آن گوسفند كشيد و مانند فربهترين گوسفندان شد و سپس دست بر پستان آن كشيد و پستان آن، عجيبْ بزرگ شد و شير فراوانى آورد. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «اى امّ معبد! كاسه بزرگى را بياور».
[پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شير را در كاسه دوشيد و] همه شير نوشيدند تا سيراب شدند. امّ معبد،
[١] الدمعة الساكبة: ج ٥ ص ١١- ١٤.