گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٨١ - ٢/ ٤ خورشيدگرفتگى
فرمود: «اين، خون حسين و ياران اوست كه از آغاز امروز، پيوسته آنها را جمع كردهام».
ما تاريخ آن روز را حساب كرديم و روشن شد كه در همان روز، حسين عليه السلام كشته شده است.[١]
٥٠٧. تاريخ دمشق- به نقل از على بن زيد بن جَدعان-: ابن عبّاس از خواب برخاست و استرجاع كرد و گفت: به خدا سوگند، حسين كشته شد.
همراهانش به او گفتند: چنين مباد، اى ابن عبّاس! چنين مباد!
او گفت: پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را [در خواب] ديدم كه شيشهاى خون با خود داشت و فرمود: «مگر نمىدانى كه امّتم پس از من، چه كردهاند؟! پسرم حسين را كشتند و اين، خون او و خون يارانش است. [شكايتِ] آن را به نزد خداى عزّوجلّ مىبرم».
آن روز و ساعتى را كه ابن عبّاس گفته بود، يادداشت كردند و تنها بيست و چهار روز بعد، در مدينه به آنان خبر رسيد كه حسين عليه السلام در همان روز و همان ساعت، كشته شدهاست.[٢]
٢/ ٤ خورشيدگرفتگى
٥٠٨. السنن الكبرى- به نقل از ابو قبيل-: هنگامى كه حسين عليه السلام كشته شد، خورشيد چنان گرفت كه در ميانه روز، ستارگان، هويدا شدند، تا آن جا كه پنداشتيم [خورشيدْ
[١] رأس الجالوت: بزرگِ يهوديانِ سرزمينهاى اسلامى.
[٢] أرسَلَ عَبدُ المَلِكِ إلَى ابنِ رَأسِ الجالوتِ، فَقالَ: هَل كانَ في قَتلِ الحُسَينِ عليه السلام عَلامَةٌ؟
فَقالَ ابنُ رَأسِ الجالوتِ: ما كُشِفَ يَومَئِذٍ حَجَرٌ إلّا وُجِدَ تَحتَهُ دَمٌ عَبيطٌ ٥٢٩
( الطبقات الكبرى/ الطبقة الخامسة من الصحابة: ج ١ ص ٥٠٦ ش ٤٧٣، تاريخ الإسلام، ذهبى: ج ٥ ص ١٦).