گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣٥ - ٩/ ١٤ هجوم بردن به خيمهها
داد: واى بر تو، اى عمر! آيا ابا عبد اللَّه را مىكُشند و تو نگاه مىكنى؟!
عمر، پاسخش را نداد. زينب عليها السلام بانگ زد: واى بر شما! آيا مسلمانى ميان شما نيست؟! هيچ كس، پاسخى به او نداد.[١]
٩/ ١٣ سخنان زينب عليها السلام هنگام شهادت برادر
٤٥٢. الملهوف: زينب عليها السلام، از درِ خيمه بيرون آمد و فرياد مىزد: واى، اى برادر! واى، اى سَرور من! واى، اى خاندان من! كاش آسمان، خراب مىشد و به زمين مىافتاد و كوهها، خاك و در دشتها، پراكنده مىشدند![٢]
٩/ ١٤ هجوم بردن به خيمهها
٤٥٣. تاريخ الطبرى- به نقل از ابو مِخنَف-: سپس شمر بن ذى الجوشن، با تنى چند (حدود ده تن از پيادگان سپاه كوفه)، پيشروى كردند و به سوى خيمهاى كه اثاث و خانواده حسين عليه السلام در آن بود، رفتند و ميان او و خيمههايش، مانع شدند.
حسين عليه السلام فرمود: «واى بر شما! اگر دين نداريد و از روز معاد نمىهراسيد، دستِكم در دنيايتان، آزاده و بزرگْمَنش باشيد. خيمه و خانوادهام را از دستبُردِ اراذل و اوباشتان، دور بداريد».
ابن ذى الجوشن گفت: اين [حق] براى تو هست، اى پسر فاطمه![٣]
[١] طَعَنَهُ[ أيِ الحُسَينَ عليه السلام] سِنانُ بنُ أنَسٍ النَّخَعِيُّ في تَرقُوَتِهِ، ثُمَّ طَعَنَهُ في صَدرِهِ فَخَرَّ، وَاحتَزَّ رَأسَهُ خَولِيٌّ الأَصبَحِيُّ لا رَضِيَ اللَّهُ عَنهُما ٤٧٧
( سير أعلام النبلاء: ج ٣ ص ٢٩٩ و ص ٣٠٢، الطبقات الكبرى/ الطبقة الخامسة من الصحابة: ج ١ ص ٤٧٣).
[٢] صحيح، آن است كه امّ كلثوم، خواهر امام حسين عليه السلام است.
[٣] أقبَلَ فَرَسُ الحُسَينِ عليه السلام حَتّى لَطَّخَ عُرفَهُ وناصِيَتَهُ بِدَمِ الحُسَينِ عليه السلام، وجَعَلَ يَركُضُ ويَصهَلُ، فَسَمِعَ بَناتُ النَّبِيِّ صلى اللَّه عليه و آله صَهيلَهُ، فَخَرَجنَ فَإِذَا الفَرَسُ بِلا راكِبٍ، فَعَرَفنَ أنَّ حُسَيناً عليه السلام قَد قُتِلَ.
وخَرَجَت امُّ كُلثومٍ بِنتُ الحُسَينِ عليه السلام، واضِعَةً يَدَها عَلى رَأسِها، تَندُبُ وتَقولُ: وا مُحَمَّداهُ! هذَا الحُسَينُ بِالعَراءِ، قَد سُلِبَ العِمامَةَ وَالرِّداءَ ٤٧٨
( الأمالى، صدوق: ص ٢٢٦ ح ٢٣٩، روضة الواعظين: ص ٢٠٩).