گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٢ - دو نكته
حسين عليه السلام، مانند باز شكارى، نگاهى به او انداخت و خود را به صفوف دشمنزد و مانند شيرى خشمگين، حمله كرد و عمرو را با شمشير زد. او دستش را جلوى آن گرفت و از آرنج، قطع شد. فريادى كشيد و از امام عليه السلام، كناره گرفت. سواران كوفه، براى نجات وى، يورش آوردند؛ امّا او در جلوى سينه اسبها قرار گرفت و اسبها، او را لگدمال كردند تا مُرد.
غبار [نبرد] كه فرو نشست، حسين عليه السلام بر بالاى سرِ جوان، ايستاده بود و او، پاهايش را از شدّت درد، به زمين مىكشيد. حسين عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند، بر عمويت گران مىآيد كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد يا پاسخت را بدهد و كمكى نتواند به تو بكند يا كمكت كند، امّا به تو سودى نبخشد. از رحمت خدا دور باشند كسانى كه تو را كُشتند! واى بر كُشنده تو!». سپس او را بُرد، و گويى مىبينم كه پاهاى آن جوان، بر زمين كشيده مىشود و حسين عليه السلام سينه او را بر سينه خود، نهاده است. با خود گفتم: با او چه مىكند؟ او را آورد و كنار شهيدان و كشتگان از خاندانش نهاد.
آن گاه، سر به آسمان بلند كرد و گفت: «خدايا! همه آنها را به شمار آور و يك تن را هم جا مگذار و هرگز آنها را ميامرز! اى عموزادگان! شكيبايى كنيد. اى خاندان من! شكيبا باشيد كه ديگر پس از امروز، هيچ خوارىاى نخواهيد ديد!».[١]
[١] بنا به نظر مشهور- كه نخستين شهيد اهل بيت عليهم السلام را على اكبر عليه السلام مىدانند-، بايد اين گونه گفت كه احتمالًا اوّلين شهيد بعد از على اكبر عليه السلام، عبد اللَّه بن مسلم بوده است.