گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٥ - ٤/ ١ على اكبر عليه السلام
٣٧٢. مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: على اكبر عليه السلام- كه مادرش ليلا، دختر ابى مُرّة بن عُروة بن مسعود ثقفى و آن هنگام، هجده ساله بود-، گام پيش نهاد. هنگامى كه حسين عليه السلام او را ديد، محاسن سپيدش را رو به آسمان كرد و گفت: «خدايا! تو بر اين قوم، گواه باش كه جوانى به سوى آنان رفت كه از نظر صورت، سيرت و سخن گفتن، شبيهترين مردم به پيامبرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله بود و ما هر گاه مشتاق روى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مىشديم، به روى او مىنگريستيم. خدايا! بركتهاى زمين را از آنان، باز دار و چون چنين كردى، آنها را دچار تفرقه و گروه گروه كن و هر يك را به راهى ببر و حاكمان را هيچ گاه از آنان، راضى مدار، كه آنانْ ما را دعوت كردند تا يارىمان دهند؛ امّا بر ما هجوم آوردند كه با ما بجنگند و ما را بكُشند». آن گاه، حسين عليه السلام بر عمر بن سعد، بانگ بر آورد كه: «چه مىخواهى؟ خداوند، خويشاوندىِ تو را قطع كند و كارت را بر تو مبارك نگردانَد و كسى را بر تو مسلّط كند كه تو را در بسترت بكُشد، همان گونه كه خويشان مرا از ميان